بایگانی برای شهریور, ۱۳۸۷

یا علی

یکشنبه, شهریور ۳۱م, ۱۳۸۷

نمایی از ورودی حرم شاه نعمت الله ولی(ماهان)


«مبلغ دین» 45 دقیقه­ی تمام در مورد پاکی و سادگی مولا علی(ع) صحبت کرد و اشک ریخت. سپس با چشمانی اشکبار سوار «سوناتای» 40 میلیونی­اش شد و یاعلی گویان از محل دور شد.

برچسب ها :

مطالب مرتبط

گرم ترین نقطه کره زمین در ایران

یکشنبه, شهریور ۳۱م, ۱۳۸۷

 

گرم ترین نقطه کره زمین کجاست؟ به راستی در روی کره زمین با تمام حساسیتهایی که خصوصاً از سرد و گرم شدنهای هوا حاصل می آید، دمای هوا تا چه اندازه بالا می رود؟ بسیاری از ما گرم ترین روزهایی را که در طول عمرمان تجربه کرده ایم به سختی از 45 درجه عبور می کند. اگر چه شاید مردمان زیادی هم باشند که تا حدود 50 درجه را نیز به راحتی تجربه کرده اند، اما از این درجه به بالا هر یک درجه که گرم تر می شود شرایط متفاوت و به 55 که برسد واقعاً برای هر شخص بحران ساز می گردد و دماسنج که 58 را نشان بدهد، یعنی اوج یک هیجان و تجربه یک پدیده اقلیمی نادر و شاید مهمترین تجربه در طول عمر بسیاری از ما.

اتفاقی که در 13 دسامبر 1922 در بیابان العزیزیه رخ داد و منجر به ثبت گرم ترین نقطه کره زمین، جایی در غرب لیبی شد. نقطه ای که ماجراجویان فراوانی را برای تجربه آن، به خود جلب کرد. همانطور که اورست بلند قامت هر ساله بخشی از علاقمندان طبیعت و عاشقان تجربه کردن را به خود جلب می کند.

در 13 دسامبر 1922 جیوه دماسنج محققان به 8/57 درجه سانتیگراد رسید و یکی دیگر از ترین ها را تا به امروز معرفی نمود.

رکوردی که با تمام سرسختی و جالب توجه بودنش، به راحتی در ایران شکسته می شود. بله این اتفاق در کشور ما قابل رخ دادن است. در نقطه ای که یکی از شگفت انگیزترین نقاط کویری و بیابانی جهان می باشد.

در کویر لوت، در جایی بین مرکز و جنوب شرق ایران در فاصله 175 کیلومتری شمال غرب شهر کرمان.

بسیاری همواره این پتانسیل و عقیده را مورد نقد قرار داده اند و اگر چه چند بار مطرح شده اما هرگز جدی گرفته نشده است. در صورتیکه می تواند یک واقعیت باشد. پرویز کردوانی، استاد دانشگاه و کویرشناس برجسته ایرانی، بارها بر این نکته تاکید داشته و نقاطی را در کویر لوت به عنوان گرم ترین نقطه کره زمین معرفی کرده است.

منتقدان بر این عقیده هستند که بیشترین دریافت سالانه تابش خورشیدی در نواحی مرکزی صحرای عربستان و شمال آفریقا است، میزانی در حدود 2500 کیلووات ساعت بر مترمربع در حالی که این رقم در ایران از 2250 کیلووات بر مترمربع تجاوز نمی کند و اینها، یعنی مدت زمان و شدن تابش خورشید بر یک نقطه، مولفه هایی هستند که سازنده بیشترین دما می باشند. بر اساس این عقیده رب الخالی عربستان و منطقه ای موسوم به ساحل در شمال آفریقا سالانه دریافت کننده 2500  kw تابش خورشیدی در هر مترمربع می باشند.

دسته ای دیگر وجود Death valley در چندین نقطه آفریقا و آمریکا از جمله دره مرگ در نوادا را گرم ترین نقاط کره زمین می دانند.

برخی هم مناطقی را که دارای کافتهای قاره ای می باشند به واسطه خروج بخارات آتشفشانی از آنها، گرم ترین نقاط می خوانند. همچنین از ماربل بار در غرب استرالیا نیز به عنوان گرم ترین نقطه کره زمین یاد کرده اند. اما آنچه مهم است، این است که گندم بریان در کویر لوت ایران، گرم ترین نقطه کره زمین است و یا می تواند باشد. منطقه ای که به راحتی و به تنهایی می تواند جذابیتی بی مانند برای بسیاری از گردشگران، محققان و سایر علاقمندان در سراسر جهان باشد. دره مرگ در مرز کالیفرنیا و نوادا از نظر جذب گردشگر نمونه موفقی به شمار می رود. این منطقه که به عقیده ای، گرم ترین نقطه کره زمین است بخشی از صحرای موجاوه واقع در جنوب شرقی رشته کوههای سییرا است که سالیانه چیزی نزدیک به یک میلیون بازدید کننده دارد و یکی از بزرگترین پارکهای ملی آمریکا محسوب می گردد.

گودترین نقطه دره مرگ 86 متر پایین تر از سطح دریا است و متوسط بارش سالیانه آن کمتر از 50 میلیمتر است. در تابستانها دمای هوا به 50 درجه در روز می رسد و شبها تا نزدیک صفر درجه کاهش می یابد. گرم ترین، خشک ترین و کم ارتفاع ترین نقطه در ایالات متحده آمریکا. اما با تمام این تفاسیر، سر تا سر دره پوشیده از گیاهان و حیوانات است. 51 گونه پستاندار کمیاب، 364 گونه پرنده و 36 خزنده بخشی از حیات وحش این دره می باشند. دره ای که نام آن وحشت به همراه دارد و درجه حرارتش از دمای هوا در شهداد ما نیز کمتر است. نقطه ای که خاک حاصلخیز آن بستر بسیاری از تولیدات کشاورزی است و حدود 80 کیلومتر با گندم بریان فاصله دارد.

پس در مقابل کویر لوت ما، دره مرگ تفریح گاهی بیش نیست.

ماربل بار استرالیا هم با دمایی در حدود 49 درجه، جزء مناطق خنک اطراف کویر لوت ما به حساب می آید و در نقاط دیگر از جمله رب الخالی عربستان دمایی بالای 55 درجه را گزارش نکرده اند.

هم اکنون با توجه به رکورد گرمای لیبی، دمای زمین را از 2/89 - درجه که در 1983 در Vestok قطب جنوب و در ارتفاع 3419 متری به ثبت رسید تا 58+ درجه در نظر می گیرند که کویر لوت قادر به به هم زدن این رکورد می باشد و گرم تریم خواهد بود، حتی گرم تر از یوما (yuma) در صحرای آریزونا که 90٪ روزهای آن در طول سال آفتابی است. رقمی بیش از 4000 ساعت آفتاب در طول سال که شاید پتانسیل شکستن رکورد العزیزیه را هم داشته باشد، اما به رکورد کویر لوت نخواهد رسید.

کویر لوت در جنوب شرقی ایران بین استانهای کرمان، یزد، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان قرار دارد و به سه بخش لوت شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم می شود. در جنوب لوت شمالی منطقه ای پوشیده از سنگهای سیاه آذرین وجود دارد که ارتفاع آن 400 متر و مساحتی بیش از 480 کیلومتر مربع را در بر می گیرد. این نقطه شاید گرم ترین نقطه کره زمین است.

نزدیک ترین ایستگاه هواشناسی به گندم بریان در فاصله حدود 70 کیلومتری آن در روستایی به نام «ده سیف زیارت» واقع شده است. روستایی کوچک با قلعه های تاریخی در حدود 25 کیلومتری شهر شهداد در شمال غرب مرکز استان کرمان.

در این ایستگاه هر ساله در ماههای جولای و اگوست (تیر و مرداد) دمای 53 و 54 به راحتی ثبت می شود و این در شرایطی است که وسعت قابل توجهی از این محدوده را زمینهای زراعی و نخلستانها و قناتها در بر گرفته اند و این به خودی خود از شدت گرمای محیط می کاهد.

در این شرایط و در جایی که هیچ آب و گیاه و جانداری وجود ندارد و رنگ سیاه این سنگستان تا آنجا که می تواند نور خورشید را جذب و به گرما تبدیل می کند، در نظر بگیرید که در گرم ترین روزهای سال دماسنج به راحتی عدد 70 تا 75 را نشان می دهد. آنگونه که پرویز کردوانی کویر شناس برجسته دمای در سایه را در این حدود مدعی شده است.

دوم شهریور امسال یک گروه مستندساز به سرپرستی محمدعلی اینانلو که به سفارش سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان، پروژه ای را جهت معرفی جاذبه های تاریخی، طبیعی و فرهنگی استان آغاز کرده است، این مسیر را پیمودند. مسیر سخت رسیدن به این منطقه را که بیش از 45 کیلومتر حرکت در دل کویر و تماشای جاذبه های فراوانی از جمله تنگه دلفینها، کاله شور، جنگل یا همان تک درخت گز، رودشور، نمکهای تخم مرغی و .... را به همراه دارد.

این گروه پس از خروج از جاده آسفالته شهداد- نهبندان و تصویر برداری از جاذبه های مسیر، نزدیک به دو ساعت در گندم بریان بودند و دمای 63 درجه را به تصویر کشیدند. دمایی که در هفته اول شهریور ثبت شد، در شرایطی که در این ماه از گرمای هوا کاسته شده بود. درجه حرارتی که اگر در شنها اندازه گیری می شد قابلیت افزایش تا 65 را هم داشت.

گندم بریان به واسطه دریافت شدت آفتاب، جنس آتشفشانی و رنگ سیاه سنگها و نیز قرار گرفتن در گودترین چاله داخلی ایران، استعداد ثبت گرم ترین نقطه جهان را دارد. ضمن اینکه این دمایی است که در لبه گندم بریان اندازه گیری شده و چه بسا در نقاط مرکزی این پهنه، شدت گرمای بالاتر هم باشد.

به هر ترتیب و با تمام این حرفها، این منطقه نیازمند حضور متخصصان هواشناسی و کارشناسان اقلیم می باشد تا بر اساس روشهای تخصصی و با در نظر گرفتن استانداردهای لازم، بخشی از ظرفتهای طبیعی کشور عزیزمان را مستند نگاری نمایند و بنای بزرگواری و عظمت آن را آنگونه که شایسته است بگذارند. کاری که هنوز انجام نگرفته و لزوم اجرای آن بیش از همیشه محسوس تر است.

سفر به کویر شهداد و بازدید از کلوتها، شگفت انگیزترین عارضه های بیابانی و گندم بریان، گرم ترین نقطه کره زمین در کنار سایر چشم اندازهای بی نظیر کویری، رویایی دست نیافتنی و تجربه ای بی مانند برای هر کسی خواهد بود.

 

 

برچسب ها : , , , , , , , ,

مطالب مرتبط

برهانی روی سکوی تماشاگران فاصله را با جوانمرد حفظ کرد!!

یکشنبه, شهریور ۳۱م, ۱۳۸۷

قرار بود بازي مس و پاس در بم برگزار شود!

اگر مس نمي توانست برابر پاس همدان در بازي هاي اين هفته ليگ برتر نتيجه خوبي را كسب كند، احتمالا يك مسئله ابعاد وسيع تري به خود مي گرفت و آن اختلاف شديد برهاني مدير عامل باشگاه مس و جوانمرد مدير كل تربيت بندي كرمان بود كه حتي تا آستانه لغو انجام بازي در استاديوم باهنر كرمان و انتقال آن به استاديوم فجر بم پيش رفت.

               

ريشه اين اختلاف بعد از اتفاقاتي كه قبل از مراسم تقدير هادي ساعي تنومند شد كه شرح مفصل آن در همين وبلاگ رفت. اتفاقاتي هم كه در مراسم تقدير از هادي ساعي رخ داد در نوع خود بسيار جالب بود. در حالي كه مجري مراسم نام مسوولاني كه قرار بود برروي جايگاه حاضر شوند تا جايزه ساعي را به او بدهند اعلام مي كرد، كمال جوانمرد نيم خيز شده بود كه به جمع مسوولين بپيوندد اما هرگز نام خود را نمي شنود تا با سرخوردگي بزرگي روبرو شود! او كه قصد داشت مراسم را در همين جا و به صورت نيمه تمام ترك كند، با پا درمياني برخي از مسوولين مشترك باشگاه مس و تربيت بدني بر روي سن حاضر مي شود كه البته اين اتفاق بعد از مراسم با واكنش تند برهاني مواجه مي شود و او با كساني كه جوانمرد را به خودسرانه برروي سن دعوت كرده بودند برخورد مي كند. مدير كل تربيت بدني مس هم از آن دسته افرادي است كه از اين اتفاقات ساده عبور نمي كند. او صبر مي كند تا باشگاه مس درخواست خود را براي دراختيار گرفتن ورزشگاه باهنر براي برگزاري بازي با پاس به تربيت بدني فاكس كند تا به نوعي انتقام ماجراهاي مراسم تقدير را بگيرد. باشگاه مس انتظار همه گونه برخوردي را از تربيت بدني كرمان داشت الا اينكه اين نهاد براي در اختيار گذاشتن ورزشگاه باهنر مبلغ دو ميليون تومان را از باشگاه مس براي برگزاري يك بازي درخواست كند!! اين در حالي است كه اجاره ورزشگاه آزادي براي هر بازي يك ميليون تومان است! در فاكتور تربيت بدني براي باشگاه مس پول برق ورزشگاه طوري در نظر گرفته شده بود كه برهاني متوجه شود در چه دردسري افتاده است. مدير جوان باشگاه مس هم كه بعد از پيروزي بر استقلال و پرسپوليس توجهات بيشتري را در استان به سمت باشگاه خود جلب كرده است با ارسال يك نامه به استانداري كرمان مشكلاتي كه تربيت بدني برا ي برگزاري بازي در كرمان براي آن ها ايجاد كرده است را با آن ها در ميان مي گذارد و اعلام مي كند كه اين بازي را در بم و ورزشگاه فجر اين شهر برگزار خواهد كرد. ظاهرا دخالت استانداري و شخص دهمرده استاندار كرمان در اين ماجرا سبب مي شود بازي مجددا به كرمان بازگردد. دهمرده در اين جريان به شدت جوانمرد را زير فشار قرار مي دهد كه با بررسي مجدد، شرايط را براي برگزاري بازي در شهر كرمان فراهم كند كه اين اتفاق هم رخ مي دهد. اما تربيت بدني با كم كردن تعداد بليط هاي جايگاه ويژه براي باشگاه مس و ايجاد مشكل براي تمرينات اين تيم در زمين باهنر قبل از بازي و ديگر اتفاقات نشان مي دهد ارتباط خصمانه دو نهاد همچنان در نقطه اوج خود به سر مي برد. دو مدير كه در حالت قهر با يكديگر به سر مي برند تا آن حد از يكديگر عصباني بودند كه قبل از بازي هرگز با يكديگر روبرو نشدند تا جايي كه برهاني ترجيح در زمان بازي به جاي قسمت VIP و نشستن در نزديكي مدير كل تربيت بدني، سكوي تماشاگران را براي نشستن انتخاب كند تا درگيري دو مدير علني شود. البته قبل از اين هم جوانمرد با عدم حضور در مراسم افطار باشگاه مس ثابت كرده بود حالا حالاها بايد منتطر اتفاقات جالب در درگيري اين دو نهاد باشيم!

برچسب ها : , ,

مطالب مرتبط

تمرینات تیم ورزشی نویسان

شنبه, شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷

این تصاویر مربوط به آخرین جلسه تمرین تیم ورزشی نویسان قبل از بازی با تیم مبارزه با مواد مخدر است.توضیحات هرعکس در پایین آن آمده است.

امیر, , ,

مطالب مرتبط

سلام برمولا علی (ع)

شنبه, شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷
سلام برمولا علي (ع)

عباس تقی زاده

سلام به تو كه خورشيد آرزو مي كرد يك صبح هم كه شده زود تر از تو طلوع كند اما هروقت كه بيدارشد خورشيدي رامي ديد كه  در محراب پيشاني برخاك مي ساييد .

سلام به تو كه ماه هرشب تورا انبان به پشت مي ديد كه نا آشنا وبي ريا درد نيازمندان دردمند را با خويش قسمت مي كردي وانبان كه خالي مي كردي درد ها به  دوش مي كشيدي.

سلام به تو كه سفره ات سال ها در حسرت غذاهاي رنگارنگ انتظاري بي جواب كشيد .

سلام به تو كه پشتت را در خيبر خم نكرد اما درد يتيمان وهزار هزار درد ديگر كمرت راشكست .

 سلام به تو كه در زير آفتاب داغ نخلستان هاي مدينه شبنم همت برچهره ات مي نشست وشبانگاه از چشمه زمزم چشمانت اشك شوق مي جوشيد .سلام به تو كه اشك هاي دلتنگي ات را به آب چاه مي سپردي ودر روز گار گوش هاي نامحرم همرنگ شب مي شدي وبا چاه نجوا مي كردي .

سلام به توكه دايره المعارف عدالت وقرآن ناطقي

سلام به تو كه سيمايت پرجاذبه ترين بود وقلبت پهناورترين .

سلام به تو كه دست هايت سخاوتمندترين بود وكفه هاي ترازوي عدالتت راستگو ترين .

سلام به تو كه عطر رسول الله مي پراكندي ورايحه ام ابيها .

سلام به تو كه با بلندترين روح آسماني، همبازي كودكان مي شدي ويار غمديدگان .

سلام به تو اي قطورترين كتاب انسانيت كه هر روز برگي تازه از ناشناخته هايت نمايان مي شود .

سلام به تو كه صداي "فزت ورب الكعبه ات"همه شمشير هاي جهالت وجمود را آيينه رسوايي خوارجيان زمان ساخته است.

سلام به تو اي كاملترين ،كه امروز بشر بيش از هميشه به شناخت  تو نيازمند است .

سلام به تو كه آن قدر بزرگي كه شب هاي قدر متبرك از نام توست .شب هاي قدر ،شب هاي شهادت مولا علي (ع)وشب هاي نزول قرآن .

سلام به تو كه در مقدس ترين مكان زاده شدي ودر ملكوتي ترين مكان به ملكوت پيوستي .

سلام به تو كه غم فراقت شانه هاي زمين وزمان را به لرزه انداخته اندوهي جانكاه همه را فراگرفته .

سلام به تو كه تكراتر ناپذيري

خداي ياريمان دهد تا در خور فهم خويش بشناسيمت كه درب شهر علمي وبدون معرفت تو اي  علي (ع)نمي توان به جايي راه برد.

برچسب ها : ,

مطالب مرتبط

جوونای دلسوخته شهداد

جمعه, شهریور ۲۹م, ۱۳۸۷
 

 جووناي دلسوخته شهداد

 عباس تقي زاده -داشتم از چند نخل سوخته عكس مي گرفتم كه يكي صدام زد .آقاي عليرضا شجاعي هم مدرسه ايم بودکسی که تو مسابقات کشتی رتبه نخست استان رو چند سال قبل بدست اورد وتومرحله کشوری خوش درخشید .اهل زورخونه وورزش  بعد از سلام واحوالپرسي كه با هم داشتيم با لحني خاص وتاثيرگذلر گفت:بجاي عكس گرفتن از نخل هاي سوخته از جوانان دل سوخته شهداد عكس بگير .از جواناني كه با وجود دوست داشتن وطن وزادگاهشون كاري ندارند ومجبورند آواره شهر هاي بزرگ بشن.مي گفت :كي بايد به درد دل مابرسه كي بايد زمينه اشتغال بچه هاي شهدادو تو شهدادفراهم كنه .چرا كارخونه اي  كارگاهي طرح بزرگ كشاورزي يا هر كاري كه لازمه انجام نميشه .ادامه داد:ماعاشق شهداديم يكي به فكر ما باشه .

نخلي رو بهم نشون دادوگفت :ببين .سوخته اما از ميون برگهاي سوخته اش دوباره جوونه زده .ما از جنس همين نخل هاي همسايه كويريم .استوار وماندگار .نشسته بود ميون دو تا نخل لب تنها خيابون شهداد كه تو چاله چوله هاش مريخ نورد هم گير ميكنه دردودل ميكرد بلند حرف ميزد تا صداش تو صداي پمپ گازوئيلي  چاه آب خشكسالي به گوشم برسه صداي چاه اونقدر زياد بود كه تا دور دست ها ميرفت .تا اداره هايي كه مسئولين توشون نشسته بودند وبه توسعه شهداد فكر مي كردند .حيف كه صداي چاه يا همون تلمبه نمي ذاره صدايي  بچه هاي شهدادبه جايي برسه . عكسي گرفتم و خداحافظي كردم.(البته من عكاس نيستم همين جوري دوربيني دستمون بعضي وقتا مي گيريم ).خدا كنه اين صدا به جايي برسه

 

 

 

برچسب ها : , , ,

مطالب مرتبط

کرمان خبر ۲۰۰۸-۰۹-۱۹ ۱۴:۰۱:۳۵

جمعه, شهریور ۲۹م, ۱۳۸۷
 

خانه مطبوعات استان كرمان ضرب و شتم یک روزنامه نگار را محکوم کرد

در پی ضرب و شتم حاج يوسف علويان، جانشين مديرمسوول هفته نامه عصر ظهور، خانه مطبوعات استان كرمان با انتشار بيانيه اي اين تهاجم را به شدت محكوم كرد و از مسوولان خواستار تسريع در مجازات عوامل اين حرمت شكني شد. متن بيانيه خانه مطبوعات استان کرمان بدين شرح است:

"ضرب و شتم حاج يوسف علويان، جانشين مديرمسوول هفته نامه عصرظهور زنگ هشداري است به همه ي اهالي مطبوعات و مسوولان كه بار ديگر حرمت قلم در استان كرمان شكسته شد.

اما اين بار در ماه مبارك رمضان و آن هم با تهاجم به يك روزنامه نگار جانباز 70 درصدي كه همه ي وجود خود را وقف ارزش هاي نظام و استقرار عدالت در جامعه نموده است.اين در حالي است كه يكي از شاخصه هاي توسعه، حضور توانمند خبرنگاران شجاع و رسانه هاي مستقل در عرصه ي حيات اجتماعي براي كسب خبر و انتشار آزادانه ي آن  است.بر اين اساس، خانه مطبوعات استان كرمان، بنا به رسالت ذاتي خود، ضمن ابراز تاسف عميق از اين واقعه ي شرم آور، اين تهاجم ناجوانمردانه را به شدت محكوم مي كند و از مسوولان انتظامي، اطلاعاتي، دادگستري و استانداري كرمان مصرانه خواستار تسريع در شناسايي، دستگيري و مجازات ضاربان و عوامل اين حرمت شكني است و معتقديم هرگونه كوتاهي در اين امر، نه تنها باعث ضايع شدن حقوق اين روزنامه نگار جانباز است كه بيم آن مي رود كه دامنه ي اين تهاجمات و گستاخي ها بيش از پيش گسترش يابد و امنيت اين حرفه ي شريف به طور گسترده به خطر بيفتد.

همچنين معتقديم اگر در ماجراي مضروب شدن رضا عوض پور سردبير هفته نامه كرمان ورزشي، ضارب درس عبرتي سزاوار مي ديد شايد امروز حاج يوسف علويان به اين راحتي مورد تهاجم قرار نمي گرفت. از اين رو به مسوولان هشدار مي دهيم تا با همه ي توان و تدبير خود مانع  ادامه ي  اين حرمت شكني هاي جسورانه و ظالمانه در استان كرمان بشوند."

برچسب ها : , , , ,

مطالب مرتبط

انگور

جمعه, شهریور ۲۹م, ۱۳۸۷


خوشحالم در این دنیا انگور نصیبم می­شود. شاید در آن دنیا انگوری در کار نباشد.

 

 زیرنویس: من از سرب داغ نمی­هراسم

…مس ۹۹ درصد

جمعه, شهریور ۲۹م, ۱۳۸۷

                                                                                          صنعت مس کرمان ۲   پاس همدان ۰

برچسب ها : , ,

مطالب مرتبط

برقراری توازن در تمام مناطق زمین

جمعه, شهریور ۲۹م, ۱۳۸۷

اين مس ناخالصي ندارد

اينكه مس امروز بالاترين رتبه خود را در ليگ برتر تجربه مي كند دلايل مختلفي دارد كه مهمترين آن را مي توان به يارگيري فوق العاده مس در فصل نقل و انتقالات ربط داد كه سبب شد آن ها يكي از بهترين تيم هاي ليگ برتر را در اختيار داشته باشند. تيمي كه امروز در تمامي نقاط زمين نفرات مخصوص به خود را دارد و همين سبب مي شود مس را با كم ترين ناخالصي در زمين ببينيم.

   

شش بازي و تنها سه گل خورده. از آخرين بازي كه تور مس به لرزه در آمد بيش از 180 دقيقه مي گذرد و قطعا اين به آمادگي بالاي سيد مهدي رحمتي برمي گردد كه دروازه مس را به مطمئن ترين پايگاه اين تيم تبديل كرده است. جلوي او مرتضي ابراهيمي و امير حسين صادقي شايد حاصل هماهنگي بلندمدتشان از استقلال تا مس را امروز در زمين به نمايش مي گذارند. عبور از قلب دفاع مس سخت ترين كار ممكن شده است و اگر به ياد بياوريم مس دو گل از سه گل دريافتي خود را از روي ضربات ايستگاهي پذيرفته است بيشتر به اين خط دفاع مطمئن مي شويم. پاسي ها كه البته در بازي برابر مس تجمع بيشتر در زمين خودشان را در دستور كار داشتند، بعد از دريافت گل و در زمان حمله هيچگاه نتوانستند عمق دفاع مس را با وجود ابراهيمي و صادقي باز كنند باز كنند. صادقي در اين چند بازي نشان داد كه بازيسازي را هم به بهترين شكل ممكن از خط دفاع مس شروع مي كند. درصد توپ هايي كه او در بازي برابر پاس لو داد به شدت كم بود كه البته بخش زيادي از آن به فشار كمي كه از سوي بازيكنان پاس برروي او قرار داشت بر مي گشت. اصرار ابراهيمي به ارسال توپ هاي بلند از پشت محوطه تيم خود كه باعث مي شد توپ ها  در زمين پاس به بازيكنان اين تيم برسند، سبب شد كه او در زمينه بازيسازي از بازيكن كناري خود آماري به مراتب ضعيف تر داشته باشد. حمودي در سمت راست خط دفاع مس با سرعت خوب خود تمام فاكتورهايي كه يك مدافع كناري در سيستم دفاع چهار نفره را بايد داشته باشد در اختيار دارد. مشكل حمودي در بازي برابر پاس بازيكن جلوي خود يعني بيگدلي بود كه هيچگاه نتوانست حركت هاي حمودي را تكميل كند. بيگدلي ثابت كرد كه نمي تواند بازيكن ايده آل سمت راست خط سه نفره هجومي مس باشد و دقيقا مشكل حملات كرماني ها وقتي حل شد كه روح الله عطايي جاي او را در زمين گرفت. ناهماهنگي بيگدلي در اين منطقه باعث شد كه حمودي بعد از لو رفتن چند توپ در زمان هجوم، تمامي توپ ها را به سمت چپ زمين و جايي كه ادينهو قرار داشت ارسال كند تا اين بازيكن برزيلي فعال ترين بازيكن مس تا دقيقه 70 باشد. كرماني ها هرچند از فرهاد كاظمي اصلا خاطره خوبي ندارند اما بايد به شدت از او متشكر باشند كه يكي از بهترين خارجي هاي فوتبال ايران را به مس آورد. ادينهو بازيكن فوق العاده اي كه يك تنه تا قبل از دقيقه 70 تمام بار هجومي تيم را بر دوش داشت. هرچند او از دقيقه 55 به بعد به دليل خستگي ناشي از فشار زياد، درصد از دست دادن توپ هايش رو به افزايش گذاشته بود اما با آمدن عطايي به زمين و پخش شدن توپ ها در زمين پاس، او به خوبي تمركز خود را مجددا پيدا كرد كه حاصل آن گل اول تيم مس با ضربه عالي اين بازيكن برزيلي بود. شايد بتوان بزرگترين مشكل حال حاضر مس را پشت ادينهو جستجو كرد. آنجا كه پرويز مظلومي مهدي كياني مهاجم را در پست دفاع چپ قرار داده است تا خاطرات رضا ترابيان در پرسپوليس را زنده كرده باشد! دو بازيكن سمت چپ مس علاقه زيادي به هجوم دارند و هرچند كياني در نبردهاي رودرو با قواي جسماني خوب خود كمتر بازنده مي شود اما درچند صحنه خلاء اين بازيكن در زمين مس به شدت احساس مي شد كه بازيكنان پاس هم فضاي خالي پشت سر او را خوب تشخيص داده بودند كه البته هيچگاه نتوانستند از آن استفاده كنند. شايد حضور اميديان اين منطقه را مجددا يك فضاي امن كند اما مظلومي براي پر كردن جاي خالي ليست خود قطعا كانديداي اصلي خود را يك مدافع چپ خواهد گذاشت. حسين خاني و آشوبي هم بارديگر در اين بازي نشان دادند كه تا چه اندازه در كنار يكديگر هماهنگ شده اند. حسن خاني در فاز خراب كردن بازي حريف در ميانه زمين و آشوبي در نقش يك بازيساز خيلي خوب وظايف خود را انجام دادند. بردن توپ براي بازيكنان كناري اكثرا با موفقيت انجام شد و اوج هماهنگي فرزاد هاي مس بر روي صحنه گل دوم توجه همه را به خود جلب كرده بود. نويدكيا مي دانست بيشترين آلترناتيو را برروي نيمكت و حتي درون زمين مس براي جايگزيني خود دارد. به همين دليل بود كه او هيچگاه اجازه نداد نسبت به بازي او اعتراضي شنيده شود. عطايي، نويدكيا و ادينهو خط بسيار منظمي را پشت سر زالدروني تشكيل دادند كه در اين بازي نتوانست وظايف يك مهاجم نوك را به خوبي به نمايش بگذارد. البته اگر كمك داور به اشتباه پاس سالم او را در نيمه اول به ادينهو آفسايد اعلام نمي كرد نمره بازي او بسيار متفاوت تر از آنچه كه كسب كرد مي شد. البته زالدرون هنوز بهترين گزينه مس براي بازي در اين منطقه است به شرط آنكه موقععيت سوزي خود را به حداقل برساند.

به هر شكل آنچه كه مس را بسيار چشمگير كرده است برقراري توازن در تمام خطوط زمين اين تيم است. مس يك تيم بسيار هماهنگ را در اختيار دارد و مظلومي به بهترين شكل از اين تيم هماهنگ بازي مي گيرد تا مس امروز به رده دوم جدول صعود كند. در اين شرايط اگر دچار همان آفت غروري كه مظلومي از برگزاري جلسات ويژه براي نابودي آن صحبت كرده بود، نشود چه بسا صدر جدول به رنگ نارنجي درآيد.     

برچسب ها : , ,

مطالب مرتبط

ضرب و شتم جانشین مدیرمسوول عصر ظهور را محکوم می کنیم

جمعه, شهریور ۲۹م, ۱۳۸۷

حمايت خانهء مطبوعات

به دنبال انتشار خبر ضرب و شتم حاج يوسف علويان، جانشين مديرمسوول هفته نامه عصر ظهور، خانه مطبوعات استان كرمان با انتشار بيانيه اي اين تهاجم را به شدت محكوم كرد و از مسوولان خواستار تسريع در مجازات عوامل اين حرمت شكني شد متن بيانيه بدين شرح است:

ضرب و شتم حاج يوسف علويان، جانشين مديرمسوول هفته نامه عصرظهور زنگ هشداري است به همه ي اهالي مطبوعات و مسوولان كه بار ديگر حرمت قلم در استان كرمان شكسته شد.

اما اين بار در ماه مبارك رمضان و آن هم با تهاجم به يك روزنامه نگار جانباز 70 درصدي كه همه ي وجود خود را وقف ارزش هاي نظام و استقرار عدالت در جامعه نموده است.

اين در حالي است كه يكي از شاخصه هاي توسعه، حضور توانمند خبرنگاران شجاع و رسانه هاي مستقل در عرصه ي حيات اجتماعي براي كسب خبر و انتشار آزادانه ي آن  است.

بر اين اساس، خانه مطبوعات استان كرمان، بنا به رسالت ذاتي خود، ضمن ابراز تاسف عميق از اين واقعه ي شرم آور، اين تهاجم ناجوانمردانه را به شدت محكوم مي كند و از مسوولان انتظامي، اطلاعاتي، دادگستري و استانداري كرمان مصرانه خواستار تسريع در شناسايي، دستگيري و مجازات ضاربان و عوامل اين حرمت شكني است و معتقديم هرگونه كوتاهي در اين امر، نه تنها باعث ضايع شدن حقوق اين روزنامه نگار جانباز است كه بيم آن مي رود كه دامنه ي اين تهاجمات و گستاخي ها بيش از پيش گسترش يابد و امنيت اين حرفه ي شريف به طور گسترده به خطر بيفتد.

همچنين معتقديم اگر در ماجراي مضروب شدن رضا عوض پور سردبير هفته نامه كرمان ورزشي، ضارب درس عبرتي سزاوار مي ديد شايد امروز حاج يوسف علويان به اين راحتي مورد تهاجم قرار نمي گرفت. از اين رو به مسوولان هشدار مي دهيم تا با همه ي توان و تدبير خود مانع  ادامه ي  اين حرمت شكني هاي جسورانه و ظالمانه در استان كرمان بشوند.

خانه مطبوعات استان كرمان


برچسب ها : , , ,

مطالب مرتبط

این پست عنوانی ندارد

پنجشنبه, شهریور ۲۸م, ۱۳۸۷

آن نیمه شب چرا همه جلوی دهان خود را گرفته بودند؟

بعضی ها  از این همه مشکلات خبرنگاران شاید حیرت داشتندکه... بعضی ها محکم گرفته بودند تا شاید حرفی بیرون نپرد !!! بعضی شاید بادهان بسته مشاوره می دهند؟

بعضی در حیرت بودند که چگونه خنجر بر دست و پایشان فرو رفت و چگونه نان فرزندان خود را بر سر برزن به خون خود آغشته کردند.

وشاید در گوشی بهتر بود! تا نوبت به نفر چهاردهم برسد...

و نفر چهاردهم ؟؟؟ در راه است!!!

با نفر چهاردهم خواهم آمد ونیازی هم نیست نظری بدهیدچون درک میکنم...

وتا یادم نرفته، حاجی !  با این ناخن چیکار کردی که اون بنده خدا  کبود شد؟

در آخر هم استفاده از عکس ها بدون ذکر منبع قدغن اعلام می شود!! لطفا

برچسب ها :

مطالب مرتبط

امامزاده زید و شاهزاده حسین(ع)

پنجشنبه, شهریور ۲۸م, ۱۳۸۷


يكي از اماكن متبركه استان كرمان ، امامزاده زيد شهداد مي باشد كه شجره نامه اش به امام رضا(ع ) منسوب است. قديمي ترين قسمت اين بنا ايوان خشتي است كه احتمالاً در قرن هفتم هجري بنا شده است. تعميرات حفاظتي اين ايوان شامل مرمت طاق ، پي بندي ديوارها و كاشي كاري گنبداست.اين بنا در فهرست آثار تاريخي ايران به ثبت رسيده است. آرامگاه شاهزاده حسين نيز در بخش جوپار از توابع كرمان واقع شده است. بناي اين زيارتگاه به دوره صفويه مربوط است كه در دوره قاجاريه تعمير و تكميل شده است. كاروانسرايي نيز درمجاورت بقعه وجود دارد. بناي شاهزاده حسين متشكل از حياط ، حرم ، گنبد و رواق مي باشد. از تزئينات جالب توجه آن كاربندي رواق اطراف حرم را مي توان نام برد. اين بنا در فهرست آثار تاريخي ايران به ثبت رسيده است .
برچسب ها : , ,

مطالب مرتبط

بقعه پیر بابا مسافر

پنجشنبه, شهریور ۲۸م, ۱۳۸۷



اين بنا در شهداد كرمان واقع شده كه به نام هاي خانقاه آقوس ، آقوس گليسا يا پيرمسافرخوانده مي شود و شامل ديوارهاي حياط ، ورودي و اتاق گنبددار است. اين بنا از آثار قرن هفتم ه . ق است. دركتاب تذكره الاوليا كه در نيمه قرن دهم ه . ق نوشته شده ، از محله آقوس و بناهاي مهم آن ياد شده است. در كتاب مذكور از شخصي به نام بابا مسافركنجي ياد شده كه به طور ناشناس به شهداد آمده و در آنجا مي زيسته است و نيزاشاره شده كه قبر بابا مسافر در زير گنبدي در اندرون خانقاهي كه حضرت خواجه اختيارالدين عبدالقادر كرماني آن را احداث كرده ، قرار دارد. اين بنا در فهرست آثار تاريخي ايران به ثبت رسيده است.
برچسب ها : , ,

مطالب مرتبط

احتمالا” دارم عاشقت میشم….

پنجشنبه, شهریور ۲۸م, ۱۳۸۷

خانه مطبوعات استان کرمان :

پنجشنبه, شهریور ۲۸م, ۱۳۸۷
به دنبال انتشار خبر ضرب و شتم حاج يوسف علويان، جانشين مديرمسوول هفته نامه عصر ظهور، خانه مطبوعات استان كرمان با انتشار بيانيه اي اين تهاجم را به شدت محكوم كرد و از مسوولان خواستار تسريع در مجازات عوامل اين حرمت شكني شد متن بيانيه بدين شرح است: ضرب و شتم حاج يوسف علويان، جانشين مديرمسوول هفته نامه عصرظهور زنگ هشداري است به همه ي اهالي مطبوعات و مسوولان كه بار ديگر حرمت قلم در استان كرمان شكسته شد. اما اين بار در ماه مبارك رمضان و آن هم با تهاجم به يك روزنامه نگار جانباز 70 درصدي كه همه ي وجود خود را وقف ارزش هاي نظام و استقرار عدالت در جامعه نموده است. برچسب ها : , , ,

مطالب مرتبط

دریبل واقعیت

چهارشنبه, شهریور ۲۷م, ۱۳۸۷

طناز:‌ دو زیست نامیرا

( مدت ها بود که از استاد عزیزم افشین اسدی مطلبی رو روی وبلاگم نگذاشته بودم و این ضمن اینکه باعث ناراحتی خودم شده بود خیلی از علاقه مندان ایشون رو هم ناراحت کرده بود. به هر حال این ناراحتی ها واکنش های طبیعیه بعد از چاپ نشدن بام کویر محسوب می شه. تو آرشیو مطالبم که می گشتم این مطلب جالب رو از دکتر اسدی پیدا کردم که روی وبلاگم کار نشده بود. هرچند مطلب کمی قدیمی است اما مطالب دکتر همیشه جذابیت های خودش رو داره)

چمن‌های سبز زیرپایش فلوت می‌زنند وقتی ویارِ دریبلش می‌گیرد. دریبل‌های جادوگر، غرورهای پایمال شده را زنده می‌کند. یک جور زورآزمایی رندانه در مقابل حریف. شعبده‌بازی در معرکه‌ی گلادیاتورها.  انتقام ماکسیمیلیان بدون خون‌ریزی. یک جور نمایش جذاب روحوضی در میانه‌ی برادوی مغرور. تلخکی در میانه‌ی دربارِ هزار منی...

                   

سمفونی دریبل‌های سابق علی کریمی سابق را می‌گویم؛ پیچ‌و تابی عاشقانه که انگار سماع قونیه را در ذهن زنده می‌کند. رقصاندن کره‌ای‌ها و ژرمن‌ها در حیطه‌های ممنوعه‌ی مساحتی محدود، که خیلی وقت است تکرار نشده. وقتی ارکستراسیون  تک نفره‌اش به اوج می‌رسید، علی دایی هم یه پا دوپا می‌زد، نصرتی هم لایی می‌انداخت و میرزاپور تو سر توپ می‌زد!؟به یاد گارینشای 62 می‌افتیم؛ یاد پلاتینی 84 ، ماردونای 86، باجوی 90، رونالدوی 2000، رونالدینیوی 2005، مسی 2007. وقتی این‌ها در میدان باشند توپ هم رقصیدنش می‌گیرد حتی روی یک دستمال... حرکات موزون هم همین‌طور است؛ یک ریتم مناسب و یک صف شکن قابل، همه را موزون‌کارِ مادر زاد می‌کند... حالا حکایت طنز است؛ طنز چیزی شبیه شعر است. مثل حباب از عمق جان می‌آید. یک جور واکنش روانی دربرابر کوچه‌های بن‌بستِ حرف حساب و استبدادهای تاریخی و تابوهای ناشکستنی. یک جور زورآزمایی عاطفی به مدد ذوق و قریحه‌ی شاعرانه‌ی یک رند معترض. یک جور مرزبانی خطرناک در پای مرزهای تعریف نشده! که جایی حسن؟! یک جور امپراطوری بر سرزمین کلام‌های ناگفتنی. یک جور انتقام‌گیری با شوخ طبعی. شاید هم یک جور سوپاپ برای موتورهای منحط دیزلی... اما آن شب که هفت دلاور طناز روی سکوی تالار عماد، کاسه‌های کشک را دست به دست می‌کردند، فکر کردم شاید طنز، زیستن در سردابه‌ی واقعیت‌ها باشد، یک زندگی در پستوهای تعریف نشده. و طناز یک جانور دو زیست، که هیچ وقت خفه نمی‌شود؛ نه در آب    نه در خشکی... اگر آن تلخ‌اندیش مغموم در هنگامه‌ی خلق مسخ‌ سیاه آدمی به یک عنکبوت، گفته بود: «نوشتن بیرون پریدن از صف مردگان است»، من هم در این زمانه‌ی مسخ شده می‌گویم: طنز بالا و پایین پریدن در صف زندگان است...

برچسب ها : , , , ,

مطالب مرتبط

پرونده ای برای اختلاف رییس جمهور ایران با شهردار تهران

چهارشنبه, شهریور ۲۷م, ۱۳۸۷

 

منوریل به بهشت نرسید 

 

وحید قرایی/ منتشر شده در نشریه سخن روز

از نخستین روزهایی که دکتر محمود احمدی نژاد به کاخ ریاست جمهوری در خیابان پاستور نقل مکان کرد شاید این انتظار را داشت تا فردی همسو با منویات دولت او  به عنوان شهردار تهران به کار گماشته شود اما روی دیگر سکه برای رییس جمهور نمایان شد و....

ماجرا زمانی صورتی علنی به خود گرفت که حامیان محمد باقر قالیباف در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری زمانی که محمود احمدی نژاد همراه با آیت الله رفسنجانی به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری رسید علنا به رقیب اصولگرای فرمانده سابق پلیس نه گفتند و به حمایت از هاشمی رفسنجانی پرداختند.آنها حتی بیانیه ای نیز نگاشتند که به تندی به رفتار انتخاباتی محمود احمدی نژاد اعتراض شده بود. هواداران قالیباف در آن روزهای حساس انتخاباتی نوشتند:" چه كسي مي‌‏تواند مدعي شود كه دكتر قاليباف نسبتش با امام و امامت "جنگ و شهادت" انقلاب و اسلاميت قابل مقايسه با مدعيان بويژه جناب آقاي احمدي نژاد نبوده و نيست .آيا ما بايد مجبور به ريا و تزوير شويم و از گذشته روشن و شفاف خود سوءاستفاده ابزاري مي‌‏كرديم.حقا كه چنين نيست چرا كه دليل حضور ما در صحنه انتخابات به دليل جلوگيري از همين رويكردهاي اشتباه و استفاده هاي ابزاري از دين و ديانت توسط مدعيان دينداري و ديانت بود. ما اگر از دين و دينداري و جنگ و شهادت در عرصه رقابت انتخابات صبحت نكرديم نه به دليل عدم اعتقاد به گذشته روشن خويش بود بلكه معتقد بوديم و هستيم عرصه مديريت اجرايي كشور عرصه توانمندي و هنر مديريت است، عرصه اي است كه بايد به مدد دانش و فناوري و كمك خواستن از حضرت باريتعالي و همراهي مردم عزيزمان گره هاي موجود مديريتي  اقتصادي اجتماعي فرهنگي و سياسي مرتفع كنيم". 

حاميان قاليباف در ادامه بيانيه خود آوردند:" ما هرگز حاضر نخواهيم شد در عرصه رقابت هاي انتخاباتي از استفاده ابزاري از دين و ديانت به پست و جايگاهي در كشور دست يابيم چرا كه معتقديم خدمت صادقانه و خالصانه بايد از مسير درست و اخلاقي تحقق يابد وگرنه پيمان شكني و تظاهر ريا و رياكاري نه تنها مشكلات كشورمان را حل نخواهد كرد بلكه پيچيدگي هاي مشكلات موجود را نيز افزايش خواهد داد."

  به هر ترتیب احمدی نزاد بر رقیبش غلبه کرد و شهردار تهران رییس جمهور ایران شد و البته از همان زمان  مشخص بود قالیباف راهی جدید در سیاست ورزی در پیش گرفته است که لاجرم به مذاق نهمین رییس جمهور کشور خوش نمی آید...

قاليباف پس از آن روزها مدتي را برای دریافت گواهينامه خلبانی ايرباس در خارج از کشور گذراند. اما او بازگشت تا بار دیگر در صحنه مدیریتی کشور حاضر باشد. شهرداري تهران مقصد بعدي قاليباف شد تا شوراي شهر که به دو فراکسيون نفره حاميان قاليباف و حاميان احمدي نژاد تقسيم شده بودند رقیب سرسخت رییس جمهور را به شهرداری تهران برگزینند و بدین ترتیب قاليباف به ساختمان خيابان بهشت نقل مکان کرد.

اما این رویداد خوشایند نزدیکان به دولت نبود و رجانیوز که حیات خلوت رسانه ای دولت نهم محسوب می شود در تحلیل این اتفاق نوشت:"رأي قاليباف در مراحل مختلف رأي گيري 3 گانه ديروز و امروز مرهون حمايت مطلق طيف موسوم به اصلاح طلب است. اين گروه كه در آستانه انتخابات نيز از تثبيت مديريت شهري دفاع كرده بود، پس از حضور حداقلي در شوراي شهر تهران نيز بر عهد خود استوار ماند و در تمام مراحل از قاليباف حمايت كرد. نزديكي سبك مديريتي قاليباف به طيف كارگزاران و استفاده از نيروهاي سياسي و اجرايي اين حزب سياسي در سطوح مديريتي شهر، نقاط اميدبخشي براي اصلاح طلبان بود كه هم به نحوي از انزواي سياسي بگريزند و هم نيروهاي خود را به درون شهرداري يا همان سنگر از دست رفته در دوران مديريت احمدي نژاد، نفوذ دهند. اين اتفاقات عيني درخصوص اخبار تأييد نشده در مورد معامله اصلاح طلبان با قاليباف بر سر سازمان هاي مهمي نظير سازمان فرهنگي، هنري شهرداري تهران، انگيزه كافي در اختيار چهره هاي اصلاح طلب براي پاركابي قاليباف و استفاده از وي براي بقاء سياسي، قرار مي داد.

 4 عضو اصلاح طلب به علاوه عليرضا دبير، در كنار مرتضي طلايي و معصومه آباد كه با نظر مستقيم قاليباف به درون ليست موسوم به ائتلاف اصولگرايان راه يافته و موفق به كسب رأي شده بودند، حلقه 7 نفره اي از حاميان وي را تشكيل دادند كه هيچ يك از آنها در دوره ي پيشين شوراي شهر حضور نداشته و تجربه مستقيم مديريت شهري را در كارنامه خود نمي ديد. شايد به دليل همين چيدمان بود كه شائبه گروكشي سياسي از سوي حلقه 7نفره حاميان قاليباف و ترجيح مسائل باندي و جناحي بر مصالح شهري تقويت شد چه آنكه در آن سوي ميدان، 7 منتخب ديگري قرار داشتند كه جز پروين احمدي نژاد، همگي در دور دوم شوراي شهر تهران، حضور فعالي را تجربه كرده بودند. چمران، بيادي، خادم، دانشجو، شكيب و كاشاني، 6عضو ديگر اين طيف را تشكيل مي دادند. تساوي 7-7، خادم- قاليباف، بازي را به وقت اضافه كشيد تا عباس شيباني در آخرين لحظات به سوي قاليباف چرخيده و به نفع وي رأي خود را به گلدان بريزد. بيادي و شريعتمداري هريك با 7 رأي از از دور رقابت‌ نامزدها براي‌ احراز سمت‌ شهرداري‌ تهران‌ خارج‌ شدند.

 سایت حامیان دولت اما پا را در تحلیل خود فراتر گذاشت و نوشت:"قاليباف با 8 رأي شهردار شد که اين جمله در كنار اين نكته كه 5 رأي از مجموع اين 8 رأي به اصلاح طلبان و ورزشكاران اختصاص دارد، به اندازه كافي روشنگر موقعيت شكننده وي در شهرداري تهران است. موقعيتي كه اگرچه ممكن است مطلوب قاليباف نباشد اما در صورتيكه در دور باطل مجادلات سياسي قرار نگرفته و به تقويت بعد نظارتي شورا بينجامد، يقيناً به نفع شهروندان تهراني است. از سوي ديگر، با وضعيت پيش آمده اي كه قاليباف حمايت اغلب اصولگرايان را با رضايت اصلاح طلبان براي تثبيت موقعيت خود، معامله كرده است، چنانچه وي قصد جدي براي ورود رقابتهاي انتخاباتي و زمينه سازيهاي تبليغاتي داشته باشد، با روي خوش و آغوش باز اصولگرايان به نسبت انتخابات پيش نيز روبرو نخواهد شد."و اینگونه بود که نزدیکان به دولت، قالیباف را به معامله سیاسی با اصلح طلبان نیز متهم کردند!

 از همان روزها بود که  قاليباف روی ديگری از مديريت اصولگرايانه بر پايتخت را نشان داد و برخلاف رويه سلف خود يعني محمود احمدي نژاد، تلاش خود را به کار بست تا مدرن و معتدل مدیریت کند.

منوریل سیاسی

یکی از مواردی که اختلافات میان دولت نهم و قالیباف را علنی تر از گذشته کرد بحث بهره برداری و عدم بهره برداری از منوریل بود. منوریل یکی از سیستمهای حمل و نقل درون شهری بود که احمدی نژاد وعده اجرای آن را در جریان انتخابات ریاست جمهوری به مردم تهران داده بود اما تصور نمی کرد این وعده موانعی منطقی و کارشناسی شده از سوی شهردار آینده تهران بعد از رییس جمهور شدنش پیدا کند.تلاش مجموعه دولت برای دیکته اجرای منوریل در تهران با مقاومت سرسختانه شهردار این کلانشهر مواجه شد و حتی تیزرهای سفارشی دولت به صدا و سیما برای قانع کردن افکار عمومی در این مورد نیز نتوانست چندان موثر باشد.

حتی سخنگوي شوراي شهر تهران با تاکيد بر سياسي بودن منوريل گفت که مسوولان وقت شهرداري تهران تنها دو صفحه طرح مطالعاتي را براي اين پروژه ارائه کرده‌اند! و شهردار تهران نیز اعلام کرد که پايه‌هاي منوريل برچيده می شود.

قاليباف درنامه‌يي به رئيس شوراي شهر ضمن بيان ايرادات، ابهامات و نقوص اساسي پروژه نيمه کاره منوريل صادقيه از شوراي شهر درخواست کرده بود تا ستون‌هاي اين پروژه نيمه‌کاره جمع‌آوري شود. اعضاي شوراي شهر و به طور خاص کميسيون عمران اين شورا بارها از ابهامات و ايرادات پروژه منوريل صادقيه سخن گفته بودند .شهردار تهران علاوه بر غيرترافيکي اعلام کردن مسير منوريل و همچنين کم ظرفيت بودن اين مسير تاکيد کرده بود که پروژه با عجله و بدون نقشه‌هاي دقيق اجرايي و عملياتي شروع و به همين دليل بعد از حدود شش ماه از آغاز فعاليت متوقف شد.
شهردار تهران درباره دلايل توقف اين پروژه مواردي را عنوان کرد که بالا رفتن هزينه‌ها از 5/3 ميليون دلار به 8 ميليون دلار و بعد به حدود 15 ميليون دلار در هر کيلومتر از جمله آنها بود. به اعتقاد قاليباف نبود راه‌حل قطعي براي عبور از بعضي از موانع موجود، طراحي و اجراي کامل پروژه را دچار مشکل می کرد که از آن جمله مي‌توان به عبور از ايستگاه مترو صادقيه و زمين تحت تصرف سازمان آب براي منابع آب تهران و همچنين مشکلات ميراث فرهنگي به دليل عبور از روبه روي برج آزادي اشاره کرد.

در ادامه اين نامه تاکيد شده بود که مشخص نشدن ايستگاه‌هاي مربوط به فرودگاه مهرآباد به دليل عدم قطعيت ترمينال‌ها بعد از انتقال پروازها به فرودگاه امام خميني(ره) و مشکلات موجود با اهالي و ساختمان‌هاي مسير منوريل که بعضاً با جديت مانع فعاليت ساخت و سازهاي پايه‌هاي منوريل مي‌شوند نيز قابل بررسي است. شهردار تهران در مورد مشکلات ساخت واگن‌هاي منوريل نيز گفته بود که در ابتدا قرار بود واگن‌ها با قيمت هر واگن 172 هزار دلار در ايران ساخته شوند، ليکن در مراحل بعدي مقرر شد سه قطار همراه با چند واگن با قيمت 5/1 ميليون دلار براي هر واگن از خارج وارد شود (و موضوع ساخت واگن در ايران نيز منتفي مي‌شود)، لذا اين اقدام نيز موجب افزايش قيمت پروژه شده است. ناامن بودن ستون‌هاي ساخته شده پروژه منوريل صادقيه از ديگر مسائل عنوان شده در نامه شهردار به رئيس شوراي شهر بود. محمدباقر قاليباف موضوع تامين منابع مالي پروژه را نيز مورد ارزيابي قرار داده و تاکيد کرده بودکه با توجه به توقف بيش از 5/2 سال پروژه و مشکلات اهالي و مسافران مترو و همچنين آلودگي ديداري ستون‌هاي ياد شده، استدعا دارد در صورت صلاحديد اجازه و دستور فرماييد تا نسبت به جمع آوري ستون‌هاي نصب شده اقدام لازم به عمل آيد....

حرفهای دیگری که بیان شد

اما شهردار تهران حرفهای دیگری نیز بیان کرد و در پاسخ به وزیر كشور كه هر گونه تخلف هزینه كرد در مدیریت سابق شهرداری را رد كرده بود در گفتگو با رسانه ها اعلام كرد: "فكر می كنم اسناد این هزینه ها وجود داشته باشد كه باید در مورد آنها كارشناسی بیشتری انجام شود." این برای نخستین بار بود كه محمدباقر قالیباف از وجود اسناد مربوط