
كرمان براي گردشگران آغوش گشوده است
هرچند كه ازروي كريمان خجليم
غم نيست كه پرورده اين آب وگليم
در روي زمين نيست چو كرمان جايي
كرمان دل عالم است وما اهل دليم
شايد كمتر كرماني باشد كه اين شعر شاه نعمت اله ولي را از حفظ نباشد .شعري كه به كمال ، به ميهمان نوازي اهالي ديار كريمان اشاره مي كند .
كرمان سرزميني است چهار فصل با تنوع آب وهوايي ،گستردگي سرزميني ،لهجه وگويش هاي متنوع ،كوير رويايي وكوه هاي سر به فلك كشيده تاريخ وجغرافيايي سترگ ومردماني آرام وصميمي كه شهر را آب وجارو كرده اند تا مسافري از راه برسد وميهمان خانه ها ،شهر واستانشان شود .
بوي تازگي وبهار از ديوارهاي كاهگلي محله شهرزادگاه شهيد والا مقام باهنر به مشام مي رسد و در محله هاي خواجه خضرو ارگ و كوچه برق بچه ها با لباس هاي نو از عيد خبر مي دهند .
عقربه هاي ساعت مسجد جامع در ميدان شهدا از بلنداي سردر زيباي آن جنب وجوش مردمان را به نظاره نشسته اند و به گردشگران يادآور مي شوند اينجا كرمان است .ديار مردمان با خدا وبزرگاني تاريخ ساز ،از ميرزاضا ي كرماني گرفته تا هاشمي رفسنجاني .
ميدان شهدا كه تنديس مادر شهيد جلوه اي شكوهمند به آن داده از دلاور مردي مردان لشكر 41 ثاراله وارتشيان دلاور مي گويد ومادران صبوري كه گل هاي عزيز تر از جان را در راه سرفرازي وطن تقديم كردند .
آنطرفتر گنبد جبليه ،حمام گنجعليخان ،بازار ،موزه هاي هرندي ودفاع مقدس ،مجموعه گنجعليخان ومشتاقيه دستي به سر وروي خود كشيده وبه استقبال ميهمانان آمده اند .
در ماهان گلهاي باغچه هاي مقبره شاه نعمت اله ولي وباغ شازده غنچه را به شوق ميهمانان دريده اند .در راين، ارگ تاريخي شهر همه دروازه هايش را گشوده است تا مسافري قدم رنجه كند وپاي به ارگ نهد.
بم قصه ديگري دارد .غم از بم رخت بر بسته است وارگ ،مرگ را به باد داده تا با خود ببرد .لرزيده وفرو ريخته اما با همان ديوارهاي گلي ،استوار ايستاده است تا اميد را در گوش رهگذران زمزمه كند .كودكان با سبدي از خرماي مضافتي آماده اند تا كام ميهمانان را شيرين كنند.
در جيرفت ،كهنوج ،قلعه گنج ،رودبار ،منوجان و اسفندقه تمدن هليل رود سر از خاك بر افراشته تا از تمدن كهن اين سامان بگويد .
پارك ملي" خبربافت" وباغ سنگي سيرجان،روستاي صخره اي" ميمند شهربابك" ،مناره مسجد" نگار بردسير"،خانقاه شيخ ابو سعيد كوهبنان ،بازار زرند، منزل حاج آقا علي رفسنجان وسروهاي" طرز راور "چشم به راه دوخته اند .تا گردشگري ،غبار سفر از تن بدر كند.
اما كوير هم با همه سكوت وسرابش ،آسمان را ميهمان كرده تا به پاي همه مسافراني كه به كرمان مي آيند ستاره بريزد .
باد كوچه ،پس كوچه هاي بزرگترين شهر كلوخي جهان"كلوت ها" رادر كوير شهداد آرايشي دوباره داده است تا هر بار كه به كوير ميرويم طرحي نو از هنرمندي خالق هستي ببينيم آنجا كه هر بيننده اي ناخود آگاه در برابر عظمت پروردگاربر خاك كوير سجده مي زند به سفر درون دعوت مي شود .
نوروز باستانی مبارک باد

ناصر سعيدي
سرآغاز جشن نوروز، روز نخست ماه فروردین (روز اورمزد) است و چون بر خلاف سایر جشنها برابری نام ماه و روز را به دوش نمیکشد، بر سایر جشنهای ایران باستان در ايران به طور اعم و كرمان به طور اخص برتری دارد. در مورد پیدایش این جشن افسانهها بسیار است اما آنچه به آن جنبهی رازوارگی میبخشد، آیینهای بسیاری است که روزهای قبل و بعد از آن انجام میگیرد. اگر نوروز همیشه و در همه جا با هیجان و آشفتگی و درهم ریختگی آغاز شود، حیرتانگیز نیست چرا که بينظمی یکی از مظاهر آن است. ایرانیان باستان، ناآرامی را ریشهی آرامش و پریشانی را اساس سامان میدانستند و چه بسا که در پارهای از مراسم نوروزی، آنها را به عمد به وجود ميآورند. چنانکه در رسم بازگشت مردگان (26 اسفند ماه تا5 فروردین) چون عقیده داشتند که فروهرها یا ارواح در گذشتگان باز میگردند افرادی با صورتکهای سیاه برای تمثیل در کوچه وبازار به آمد ورفت میپرداختند و بدینگونه فاصلهی میان مرگ و زندگی و هست و نیست را در هم میریختند و قانون و نظم یک ساله را محو میکردند. بازماندهی این رسم، آمدن حاجی فیروز یا آتش افروز بود که تا چند سال پیش نیز ادامه داشت. از دیگر آشفتگیهای ساختگی، رسم میرنوروزی، یعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. دئر این رسم به قصد تفریح کسی را از طبقههای پایین برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر میگزیدند و سلطان موقت بر طبق قواعدی اگر فرمانهای بیجا صادر میکرد از مقام امیری بر کنار میشد. حافظ نیز در یکی از غزلیاتش در حکومت ناپایدار میرنوروزی، گوشهی چشمی دارد:
سخن در پرده میگویم، چو گل از غنچه بیرونآی
که بیش از چند روزی نیست حکم میرنوروزی
خانه تکانی هم به این نکته اشاره دارد. نخست درهم ریختگی، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت بر و رو میشد. در كرمان رسم بود که حتی خانهها را رنگآمیزی میکردند و اگر میسر نمیشد، دست کم همان اتاقی که هفتسین را در آن میچیدند سفید میشد. اثاثیه کهنه را به دور میریختند و نو به جایش میخریدند و در آن میان شکستن کوزه را که جایگاه آلودگیهای یک ساله بود واجب ميدانستند. ظرفهای مسی را به رویگران میسپردند. نقرهها را جلا میدادند. گوشه و کنار خانه را از گردو غبار پاک میکردند. فرش و گلیمها را از تیرگیهای یکساله میزدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان در این روزها به خانه و کاشانهی خود باز میگردند. اگر خانه را تمیز و بستگان را شاد ببینند خوشحال میشوند و برای بازماندگان خود دعا میفرستند. و اگرنه، غمگین افسرده باز میگردند. اینرو چند روز به نوروز مانده در خانه مشک و عنبر میسوزانند و شمع و چراغ میافروختند. درگیر و دار خانه تکانی از بیست روز به عید مانده سبزه سبز ميکردند. ایرانیان باستان دانهها را که عبارت بودند از گندم، جو، برنج، لوبیا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلا، کاجیله، ذرت، ماش، به شمارهی هفت نماد هفت امشاسپند یا دوازده شمارهی مقدس برجها در ستونهایی از خشت خام بر میآوردند و بالیدن هر یک را فال نیک میگرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروری خواهد بود. خانوادهها به طور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت(اندیشهی نیک)، هوخت(گفتار نیک)، و هووشت(کردار نیک) سبز میکردند و فروهر نیاکان را موجب بالندگی و رشد آنها میدانستند. چهارشنبه سوری که ازدو کلمهی چهارشنبه به منظور آخرین چهارشنبهی سال و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبهی سرخ، مقدمهی جدی جشن نوروز بود. در ایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه میکردند. بازار دراین شب چراغانی وزیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بود و البته خرید هر کدام هم آیین خاصی را تدارک میدید. غروب هنگام بوتهها را به تعداد هفت یا سه (نماد سه منش نیک) روی هم میگذاشتند و خورشید که به تمامی پنهان میشد، آنرا بر میافروختند تا آتش سر به فلک کشیده جانشین خورشید شود. آتش میتوانست در بیابان و رهگذرها و یا بر صحن و بام خانهها افروخته شود. وقتی آتش شعله میکشید از رویش میبریدند و ترانههایی که در همهی آنها خواهش برکت سلامت و بارآوری و پاکیزگی بود میخواندند. آتش چهارشنبه سوری را خاموش نمیکردند تا خودش خاکستر شود.
از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بود و آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دمبخت یا زنان در آرزوی فرزند. آنها سرچهار راهی که نمادگذار از مشکل بود میایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود زیرپا ميگذاشتند. نیت میکردند و به گوش میایستادند و گفتوگوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود میدانستند.
آنها در واقع فروهرها میخواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند، بگشایند. قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهرها... زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانهی خوراک و خوردن بود. ایرانیان باستان برای فروهرها بر بام خانه غذاهای گوناگون میگذاشتند تا از این میهمان تازه رسیدهی آسمانی پذیرایی کنند و چون فروهرها پنهان و غیرمحسوساند، کسانی هم که برای قاشقزنی میرفتند، سعی ميکردند، روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجیل را مخصوص فروهر میدانستند، دریافتشان را خویش یمن میپنداشتند. اما اصیلترین پیک نوروزی سفرهی هفت سین بود که به شمارهی هفت امشاسپند از عدد هفت مایه میگرفت. دکتر بهرام فرهوشی در جهان فرو ری مبنای هفت سین را چیدن هفت سینی یا قاب بر خوان نوروزی میداند که به آن هفت سینی میگفتند و بعدها با حذف (یای) نسبت به صورت هفت درآمد. او عقیده دارد که هنوز هم در بعضی از روستاهای ایران این سفره را، سفرهی هفت سینی میگویند. چیزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه، نماد روشنایی و افزونی، آتشدان، نماد پایداری نور و گرما که بعدها به شمع و چراغ مبدل شد. شیر نماد نوزایی و رستاخیز و تولد دوباره، تخممرغ نماد نژاد و نطفه، آیینه نماد شفافیت و صفا، سنجد نماد دلدادگی و زایش و باروری، سیب نماد راز وارگی عشق، انار نماد تقدس، سکههای تازه ضرب نماد برکت و دارندگی، ماهی نماد برج سپری شدهی اسفند، حوت(ماهی)، نارنج نماد گوی زمین، گل بیدمشک که گل ویژهای اسفندماه است، نماد امشاسپند سپندار مزگلاب که بازماندهی رسم آبزیان یا آب پاشان است ( بر مبنای اشاره ابوریحان بیرونی چون در زمستان انسان همجار آتش است، به دود و خاکستر آن آلوده میشود و لذا آب پاشیدن به یکدیگر نماد پاکیزگی آن از آلایش است). نان پخته شده از هفت حبوب، خرما، پنیر، شکر، برسم (شاخههایی از درخت مقدس انار، بید، زیتون، انجیر، در دستههای دوازدهتایی) و کتاب مقدس.
سنتهاي مردمي و آيينهاي نوروزي
جامه نو كن كه فصل نوروز است
مردم در قديم با فرا رسيدن نوروز برنامهها و جشنهاي خاصي را برگزار ميكردند. در برخي از مناطق ايران اين جشنها هنوز بر پا ميشود. اما عمده فعاليتهاي شادي مردم در زمان گذشته به اختصار آمده است.
اسب دواني و چوگان بازي
چوگان زلف و گوي زنخدان يارگير
در روز عيد رسم بود گوي باختن
بر اسب باده سوي طرب تاختن برويم
زيرا به عيد رسم بود اسب تاختن
مسابقههاي پهلواني بين پهلوانان محلهها
اينگونه نمايشها، به هر مناسبتي كه ممكن بود، انجام ميگرفت و گذشته از اين كه جنبه ورزشي و پرورشي داشت انگيزه سرگرمي مردم و رونمايي پهلوانان را نيز با خود داشت.
جامه و كلاه نوروزي
پوشيدن جامه نو، در هر جشني در ايران امر بديهي است. حتي كساني كه درآمد براي نونواري مداوم ندارند، جامهاي را براي مناسبتهاي جشن و شادماني كنار ميگذارند، جامه پاكيزه و مناسب براي پوشيدن، نمايشي از توجه و احترام به ديگران نيز هست. در نوروز بسياري از خانوادهها، اگر هم نتوانند بزرگسالان را به جامه نو بيارايند، ميكوشند تا كودكان را نونوار كنند.
آرايش و زينت و زيور عيد
شرق به عود سوخته دندان سپيد كرد
چون بوي عطر برآمد زمجمرش
حنا بندان
براي برگزاري هر چه با شكوهترجشن نوروز، كه جشن پيروزي و جشن شادماني همگاني بود، مردم از تواناييهاي زيبايي و آرايشي استفاده ميكردند. زنان به آرايش خويش ميپرداختند، به دست و پاي خود حنا ميبستند و آنها را نگارين و پرنقش ميكردند. استفاده از اين گياه؛ تنها به بهانه آرايش نبود، بلكه از اين راه ميخواستند پوست دست و پاهايشان نيز تقويت شود.
همچو خرم دل، جوانان در شب و نوروز و عيد
پاي اندر حنا و دستها اندر نگار
خانه تکانی
مردم از چند هفته كه به نوروز مانده، با خانهتكاني و نونوارسازي خود و خانهشان به پيشواز نوروز ميرفتند، ميكوشيدند كه از پس پيرايش هر آنچه كهنه و پلاسيده شده بود، به آرايش و آذينبندي نيز بپردازند.
اين عيد متفق نشود خلق را نشاط
عيد آنكه بر رسيدنت آذين كنند وزيب
نيكوكاري، بخشش و آزادي زندانيان
در ادبيات فارسي، شواهدي وجود دارد كه بر نيكوكاري و بخشش در روزهاي نوروز تاكيد شده است: "چنين گويند كه رسم ملكان عالم عجم چنان بوده است كه روز مهرگان و روز نوروز، پادشاه مر عامه را باردادي و هيچ كس را بازداشت نبودي و پيش به چند روز منادي فرمود كه بسازيد فلان روز را تا هر كسي شغل خويش بساختي و قصه خويش بنوشتي و حجت خويش به دست آوردي و خصمان كار خويش را بساختندي و چون آن روز بودي، منادي ملك از بيرون در بايستادي و بانگ زدي كه: گر كسي مركسي را باز دارد از حاجت برداشتن درين روز، ملك از خون او بيزار است. پس ملك قصههاي مردم بستدي و همه پش بنهادي و يك يك بنگريدي..."(سياستنامه)
جانم از غم رهان چو عيد رسيد
عيد زندانيان كنند آزاد
برچسب ها : استان, امیر, ايران, ایران, مس

دکتر مصدق پس از شهریور ۲۰ و سقوط رضاشاه در انتخابات دوره ۱۴ مجلس بار دیگر در مقام وکیل اول تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد. در این مجلس برای مقابله با فشار شوروی برای گرفتن امتیاز نفت شمال ایران، او طرحی قانونی را به تصویب رساند که دولت از مذاکره در مورد امتیاز نفت تا زمانی که نیروهای خارجی در ایران هستند منع میشد.
در انتخابات دوره ۱۵ مجلس با مداخلات قوامالسلطنه (نخست وزیر) و شاه و ارتش، دکتر مصدق نتوانست قدم بمجلس بگذارد. در این دوره هدف عوامل وابسته به بریتانیا این بود که قرارداد سال ۱۹۳۳ دوره رضاشاه را به دست دولت ساعد مراغهای و با تصویب مجلس تنفیذ کنند. بر اثر فشار افکار عمومی مقصود انگلیسیها تأمین نشد و عمر مجلس پانزدهم بهسر رسید. در ۱۳۲۸ دکتر مصدق و همراهان وی همچون احمدملکی،حسین فاطمی ،دکتر کریم سنجابی ،مهندس احمد زیرکزاده و دکتر سید علی شایگان اقدام به پایه گذاری جبهه ملی ایران کردند. گسترش فعالیتهای سیاسی پس از شهریور ۱۳۲۰ سبب گسترش مبارزات مردم و به ویژه توجه آنان به وضع قرارداد نفت شده بود. دکتر مصدق در مجلس و بیرون از آن این جنبش را که به «نهضت ملی شدن نفت» معروف شد، هدایت میکرد.
پس از شکایت دولت انگلیس از دولت ایران و طرح این شکایت در شورای امنیت سازمان ملل، دکتر مصدق عازم نیویورک شد و به دفاع از حقوق ایران پرداخت. سپس به دادگاه لاهه رفت و با توضیحاتی که در مورد قرارداد نفت و شیوه انعقاد و تمدید آن داد، دادگاه بینالمللی خود را صالح به رسیدگی به شکایت بریتانیا ندانست و مصدق در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت. در راه بازگشت به ایران به مصر رفت و مورد استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت.

گفتار سید عماد توحیدی ؛ درباره آلبوم قلندروار
قلندروار هم مانند هر کار دیگری از یک فکر اولیه که ؛ به تدریج در طول کار به بلوغ می رسد شروع شد. هر چند تجربه یا ،استفاده از این نوع سازبندی در کولی کوبی و ذوالجناح که ؛دو ضلع دیگر این سه گانه هستند وجود داشت؛ اما در ساخت قلندروار، من تا حد بسیار زیادی به هم آغوشی کلام و ریتم فکر می کردم و فکر می کنم به اثبات ایده اولیه که ساخت مدل جدیدی برای تصنیف خوانی ایرانی بود رسید ه ام. قصدم بر آن بود که ،نظام موسیقایی جدیدی را در موسیقی معرفی کنم.نظامی بر اساس ؛خانواده بزرگ سازهای کوبه ای که؛ به لحاظ صدادهی قابلیت همنشینی بسیار دارند .قصدم این بود عنصر مشترک موسیقی ملل مختلف که همان ریتم است را دریک قراردادنو به کار گیرم .منظومه ای از سازهای کوبه ای با اوزان و نغمات متنوع در اندیشه ای وزن محور. آواهای انسانی وخط های ملودی خواننده و ارتباطشان با ریتم؛پیشنهاد جدیدی در موسیقی ایرانی است که امیدوارم توسط دیگران ادامه یابد. موسیقی در این کارکرد،زبان جهانی تر وهمه فهم تری دارد ؛چون روایت سازهای بادی و زهی به لحاظ فرهنگی برای دیگر ملل و اقوام قابل فهم و درک نیست ؛ ولی ریتم عنصر فطری تمام اقوام بشری است.

درساخت قلندروارتقدم با شعربوده.من درابتدا باانتخاب اشعار،بستر مناسب ارائه ی آنرا در قالب ارکستربزرگ کوبه ای تعریف کردم و بخش های مربوط به خواننده را در ساخت آن پیش بینی کردم. از بزرگترین دردسرهای من در ساخت قلندروار انجام کار بدون تجربه ی قبلی تاریخی بود. حرکت های اولیه برای تعریف نوع خاصی از موسیقی ، دشواری های خاص خود را دارد.
طرح اوليه اين نوع موسيقي براي من يك نوع ماجراجويي بود. نظام موسيقايي ذهن من در كولي كوبي، ذوالجناح و قلندروار براساس سازهاي كوبه اي شكل گرفت؛ سازهاي به ظاهر با صداي بدوي و به باطن پيچيده و فطري. اين سازها هر كدام وابسته به اصليت هاي جغرافيايي و تاريخي خاص خود هستند ولي مشكلي هم بابت هم نشيني آنها وجود ندارد چرا كه واجد يك ارتباط دروني مؤثر با هم هستند. من فقط آنها را در يك قرارداد جديد ساختاري سر يك ميز نشاندم؛ يادآوري اين كه همه شما خويشاوند تاريخي يكديگريد. موسيقي هر كشوري در روايت ملوديك خود براي كشوري ديگر شايد به تمامي و شايد به نسبت قابل توجهي درك نشود. چون ساختار موسيقي خيلي جاها شبيه زبان است كه وابستگي هاي فرهنگي بسيار دارد ولي موسيقي من با اتكا به سازهاي كوبه اي در تلاش براي ايجاد يك احساس !و مي شود اين طور گفت؛ براي هر موسيقي گستره اي وجود دارد. برايان اسكريج در اين مورد از عنوان «پديدار» استفاده مي كند. او پديدار را گستره اي مي نامد كه يك موسيقي خاص در آن به وجود آمده و رواج پيدا كرده و ۳ طرح را معرفي مي كند: پديدار محلي، منطقه اي و فرامنطقه اي. تلاش من گذر از دو نوع اول براي رسيدن به هدف سوم است. سه گانه كولي كوبي، ذوالجناح و قلندروار ۳ ژانر مختلف اند و اهداف جداگانه دارند ولي اشتراكاتشان ارائه يك فرم و محتواي بي سرزمين است. ارتباط بطني که مشترکات یک بستر را می کاود. زمان پروژه هم چیزی حول وحوش 2 سال طول کشید که البته به سفر پی در پی من به خارج از کشور برمی گشت.در این نوع موسیقی ساز کوبه ای که هر جنس و هر قسم و از هر نوع فرهنگ وجود دارد ؛ ارکستری که نمادی ازجهان وطن موسیقایی است.کیفیت انتزاعی ریتم خصلتی سیاح وار سیال و جهان وطن و البته در بسیاری از موارد بدوی دارد.
این نوع ارکستر در تعادل با عقلانیت ، زیبایی شناسی و بیان و بروز احساس و سرگرم سازی در نوع صدا دهی تعریف شده است. دغدغه ی من در استفاده از این نوع ساز بندی مشروعیت دادن به استقلال سازهای کوبه ای به عنوان یک ارکستر کامل و گویا بود عادت گریزی من درانتخاب ارکستر محصول غریزه ی فطری من در کار عملی موسیقی است. آهنگسازی با این نوع ارکستر به کاراکتر ساز تخصصی من بر می گردد. در کنار دف من سعی در ایجاد خطهای صوتی موازی با رنگ های متفاوت بود خوشبختانه من مجموعه ی بسیار خوبی از سازهای کوبه ای سراسر دنیا را جمع آوری کردم که به خوبی می توان برای هر یک شخصیت خاصی رادردل یک ارکستر بزرگ کوبه ای تعر یف کرد. انتخاب اشعاربه نوع موسیقی من مربوط می شد.دنبال اشعاری بودم که حس وحال قلندروار اثر را روایت کنند.همانطور که قبلا گفتم ارکستر کوبه ای نوعی جهان وطنی موسیقایی دارند. در این پهنه ی صوتی من خواستم که ؛از نغمات حوزه ی تسلط زبان فارسی که شبه قاره ی هند را هم در بر می گیرد ؛بهره بگیرم.جملات رمزگونه و نجواها نیز در مسیر ایجاد احساسات مرتبط به شعر پیش بینی شده اند ، حس جدیدی که به شنونده ی با هوش و متوجه اهدا می شود.
برگرفته از مصاحبه : وبلاگ خورشید شبستان
مجله اطلاعات هفتگی – مینا ضرابی
نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی
که به دوستانِ یک دل، سر دست برفشانی
دلم از تو چون برنجد، که به وهم درنگنجد
که جواب تلخ گویی تو بدین شِکردهانی
نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو
که به تشنگی بمردم برِ آبِ زندگانی
غم دل به کس نگویم که بگفت رنگِ رویم
تو به صورتم نگه کن که سرایرم بدانی
عجبت نیاید از من سخنان سوزناکم
عجبست اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی
دل عارفان ببردند و قرار پارسایان
همه شاهدان به صورت تو به صورت و معانی
نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی
اگرت به هر که دنیا بدهند حیف باشد
و گرت به هر چه عقبی بخرند رایگانی
تو نظیر من ببینی و بدیل من بگیری
عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی
نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم
که هنوز پیش ذکرت خجلم ز بی زبانی
مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم
تو میان ما ندانی که چه میرود نهانی
مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم
خبرش بگو که جانت بدهم به مژدگانی
بت من چه جای لیلی که بریخت خون مجنون
اگر این قمر ببینی دگر آن سمر نخوانی
دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد
نه به وصل میرسانی نه به قتل میرهانی
سعدی
برچسب ها : ایران, خبر, رزم, مجله, مس
بورس دوبي به رغم مخالفت هاي آمريكا مايل به ثبت شركت مذكور است. در عين حال هنوز توافقي رسمي در اين خصوص ميان بورس دوبي و مقامات ايراني حاصل نشده است
برچسب ها : ايرانمحيط هايي كه مناطق آزاد را احاطه كرده سرشار از ابهامات و عدم وضوح است و روابط بين سيستم هاي محيطي با مناطق آزاد كاملا تعريف شده و بر اساس قواعد از پيش تعيين شده و مشخصي نيست
برچسب ها : ايرانوزارت امور کار و امور اجتماعی جزئیات مصوبه شورای عالی کار درباره افزایش دستمزد کارگران در سال 87 را منتشر کرد
برچسب ها : امور اجتماعیدر سرمقاله اين شماره به قلم محمد رضا شه بخش مدير مسئول ماهنامه ، سير حوادث منجر به چگونگي شكل گيري و مراحل توسعه مناطق ويژه اقتصادي كشور مورد بررسي قرار گرفته و از دولت اصلاحات به دليل اولويت بخشيدن به شعار هاي توسعه فرهنگي و فرصت سوزي براي جذب سرمايه هاي بخش خصوصي به مدت 8 سال انتقاد شده است
برچسب ها : قلم, مسرئیس سازمان میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی در مراسم ثبت نخستین میراث معنوی ایران « نوروز » آنرا متعلق به همه مردم جهان دانست
برچسب ها : ایرانمعاون وزير اقتصاد از آغاز مقدمات ايجاد بانك جامع اطلاعات تضمين اعتبارات و ساماندهى مطالبات معوق خبر داد. اين بانك يكى از هفت نهاد مالى است كه وى قبلاً از تشكيل آنها خبر داده بود .
وى با اشاره به گروه هاى مشاوره مالى و سرمايه گذارى گفت: اين نهاد با هدف واگذارى و برون سپارى امور بانكى به بخش خصوصى تأسيس شده است و با فعال شدن آن مانعى براى حضور بخش خصوصى در حوزه بانكدارى وجود نخواهد داشت
برچسب ها : خبروزير صنايع و معادن : با اجراى اين طرح مصرف كننده واقعى، خودرو را خريدارى خواهد كرد و بساط واسطه گرى برچيده خواهد شد
بورس دوبي به رغم مخالفت هاي آمريكا مايل به ثبت شركت مذكور است. در عين حال هنوز توافقي رسمي در اين خصوص ميان بورس دوبي و مقامات ايراني حاصل نشده است
برچسب ها : ايرانمحيط هايي كه مناطق آزاد را احاطه كرده سرشار از ابهامات و عدم وضوح است و روابط بين سيستم هاي محيطي با مناطق آزاد كاملا تعريف شده و بر اساس قواعد از پيش تعيين شده و مشخصي نيست
برچسب ها : ايرانوزارت امور کار و امور اجتماعی جزئیات مصوبه شورای عالی کار درباره افزایش دستمزد کارگران در سال 87 را منتشر کرد
برچسب ها : امور اجتماعیدر سرمقاله اين شماره به قلم محمد رضا شه بخش مدير مسئول ماهنامه ، سير حوادث منجر به چگونگي شكل گيري و مراحل توسعه مناطق ويژه اقتصادي كشور مورد بررسي قرار گرفته و از دولت اصلاحات به دليل اولويت بخشيدن به شعار هاي توسعه فرهنگي و فرصت سوزي براي جذب سرمايه هاي بخش خصوصي به مدت 8 سال انتقاد شده است
برچسب ها : قلم, مسرئیس سازمان میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی در مراسم ثبت نخستین میراث معنوی ایران « نوروز » آنرا متعلق به همه مردم جهان دانست
برچسب ها : ایران