موزه ساز كرمان براي ترويج فرهنگ موسيقي در قالب فيلمي به معرفي سازهاي موجود در سازخانه «موزه ساز كرمان» ميپردازد.
اين فيلم كه به همت مسئولين و كارشناسان موزه تهيه ميشود به معرفي سازهاي موجود در موزه ميپردازد و به صورت آموزشي دوستداران موسيقي را با انواع مختلف سازها آشنا ميكند.
اين فيلم كه به دو زبان فارسي و انگليسي (براي توريستها) در دسترس مخاطبان قرار خواهد گرفت، سعي در ترويج فرهنگ موسيقي دارد.
به گزارش فارس،موزه ساز كرمان از سال ۱۳۸۰ با نمايش مجموعه سازهاي خريداري شده از زنده ياد «ايرج گلسرخي» و همچنين سازها و ادوات ساز سازي اهدائي زنده ياد «حسين مسعود كرماني» آغاز به كار كرد.
همچنين با اضافه شدن مجموعه سازهاي نواحي «فواد توحيدي»در سال ۱۳۸۲و همچنين مجموعه دف و دايره مناطق مختلف ايران كه اهدائي «كيوان پهلوان» در سال ۱۳۸۴ است،برغناي محتوايي اين موزه افزوده شده است.
موزه ساز كرمان كاملترين و بزرگترين موزه سازشناسي در ايران است و در حال حاضر اين سازخانه بيش از چهارصد ساز را در خود جاي داده است. سازهاي اين موزه به سه دسته سازهاي ملي ايران،سازهاي نواحي ايران و سازهاي ملي و نواحي تعدادي از كشورها تقسيم ميشوند كه در مجموعه سازهاي ملي،سازهايي چون تا،سهتار،بربت و …كه قدمت بعضي از آنها به سيصد سال قبل ميرسد به چشم ميخورد.
همچنين در اين مجموعه تار ساخت استاد يحيي،عود و سهتار ساخت استاد نريمان،سازهاي ساخت استاد مسعود كرماني،تار و كمانچه مربوط به دوران زنديه و تمبك خاتم ساخت اوائل دوران قاجاريه نيز وجود دارد.
مهمترين بخش موزه مربوط به سازهاي نواحي ايران است كه «توحيدي» در طول سفرهاي پژوهشياش به نواحي مختلف كرمان آنها را جمعآوري و در موزه به نمايش گذاشته است.
فيلم «موزه ساز كرمان» طي بازديد علاقمندان از اين موزه در اختيار علاقمندان قرار ميگيرد.
منبع :فارس
برچسب ها : ايران, مس“سید فواد توحیدی”
موسیقی نواحی به عنوان بخشی مهم از میراث شفاهی مناطق مختلف همواره مورد توجه و علاقه ویژه فرهنگ پژوهان و مردم شناسان بوده است .شاید دلیل اصلی توجه این است که موسیقی نواحی آیینه ای است تمام نما از زندگی مردم هر ناحیه به طوری که با قاطعیت می توان گفت با بررسی موسیقی هر منطقه به راحتی می توان با ساختار زندگی ، آداب ، ارزشها و سایر ویژگی های آن محیط آشنا شد . در میان استانهای کشور ،کرمان به عنوان پهناورترین استان ایران گنجینه ای گرانبها از موسیقی و سازهای نواحی است وسعت زیاد این استان و همجواری آن با استانهای هرمزگان ، فارس، یزد ، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان و تاثیر پذیری و تاثیر گذاری موسیقی و فرهنگ این استان در تقابل با نواحی همجوار و همچنین وجود اقوام و ایلات مختلف که هر یک دارای آداب و رسوم مخصوص خود هستند باعث شده است تا تنوع فرهنگی و موسیقایی چشم گیر و حیرت انگیزی را در این استان شاهد باشیم .
با این همه در گذر زمان تعدادی از سازهای کرمان تقریبا از صفحه روزگار محو شده است و تنها به بازسازی و آشنایی دوباره آن پرداخته شده است . تعدادی نیز به خاطر عدم تمایل هنرمندان جوان به سازهای دستگاهی ایران بتدریج جایگاه اصلی خود را از دست می دهد .ادامه گزارش به معرفی سازهای نواحی کرمان اختصاص دارد :
سازهای کوبه ای
چوغ : سازی است سنگی که روی یک طرف آن را با پوست بز یا گوسفند می پوشانند. تا دو دهه قبل این ساز در بین گروهی از ساربانان و شتربانان رواج داشته است به این ترتیب که آن را با طناب روی شتری به نام شتر سرآهنگ ( راه بلد ) می بستند و ساربانان در هنگام بروز طوفان شن از آن به عنوان ساز راهنما استفاده می کرده اند.
چوغرو: در روستای «بیدخون مرغک» بم شناسایی شده و در هنگام رقص و پایکوبی نواخته می شده است . پوست چوغرو از جنس پوست بز و گوسفند بوده و دو زنگوله در دو طرف کمانه و تعدادی حلقه فلزی در چهارچوب چوبی آن آویزان است.
جاریگ : سازی است استوانه ای و کوچک که بر دو دهانه آن پوست می کشند و داخل آن مقداری سنگ ریزه ( ریگ ) می ریزند . نوازنده در حال اجرای ریتم بر روی یکی از پوستها ، جاریگ را در حالتی شوک دار پایین و بالا می کنند و از برخورد ریگها با پوست بالاو پایین صدایی ایجاد می شود. جنس بدنه در قدیم چوبی بوده است و در حال حاضر برای راحتی بیشتر از حلب ساخته می شود.
درک:نوعی ساز پوستی دو طرفه است که با تسمه به گردن نوازنده آویزان می شود و برعکس دهل ، پوستها موازی زمین قرار می گیرند و به جای چوب و ترکه با انگشتان دست نواخته می شود . معمولا بر بدنه این ساز زنگوله با نخی از جنس کنف آویزان است و نوازنده در مواقعی زنگوله را بر روی پوست بالایی می گذارد تا در هنگام نواختن و لرزش پوست ، صدای زنگ داری ایجاد شود . این ساز توسط گروهی ازکولیان سیرجان نواخته می شود و تا به حال نظیر آن در کشور دیده نشده است .
نقاره: دو نوع نقاره در استان کرمان رایج است ، یکی نقاره های سفالی که در مناطقی مانند امیرآباد شول رایج است و دیگری نقاره های فلزی که در مناطقی مانند شهربابک و شهداد مورد استفاده است .
مراسم نقاره نوازی (نوبت نوازی ) که قبل از طلوع آفتاب و هنگام غروب اجرا می شده است هنوز هم در یکی از امازاده های شهداد به نام امزاده زید برگزار می شود. در اصطلاح محلی به این نقاره ها طبل امامزاده می گویند و دلیل اجرای آن را یادآوری شکوه و معنویت امامزاده می دانند.
کوزک : مناطق شناسایی شده این ساز دهستانهای نزدیک فهرج و نرماشیر است . کوزک در این مناطق با دو اندازه کوچک و بزرگ استفاده می شودکه کوزک بزرگ را با دست و کوبه ای قابل انعطاف (در حال حاضر دمپایی ابری) می نوازند .
نوازندگان برای تولید صدا هم از بدنه سفال کوزک و هم دهنه آن (به صورت متراکم کردن هوای داخلی آن ) استفاده می کنند . جالب اینکه این کوزک، شنوندگان را به یاد صدای طبلهای هندی می اندازند .
سنگ : این ساز بـــــــــدوی در بعضی از روستاهای کهنوج و سبزه واران نـــــــواخته می شود به این صورت که سنگها را به شکل های مسطح و تیغه ای می تراشند و در سرزرد آهنگها و ترانه ها به هم می کوبند .
چوبسر( چوب سحر ): چوبی است به ارتفاع بیش از دو متر که با زنگوله ، پارچه های رنگی ، خرمهره و خرده فلز تزئین می شود .
چلیک : سازی حلبی است که با چوب نواخته می شود از این ساز در روستای راویز رفسنجان در مراسم مذهبی استفاده می شود.
خلخال : شامل زنجیری است که به آن تعدادی زنگوله آویزان شده است و خانمها درمراسم شادی به مچ پای خود می بندند و با حرکت دادن پا ، آن را به صدا در می آورند تا با ریتم آهنگ همراهی کند. خلخال بیشتر در بین کولی ها و بعضی عشایر منطقه کاربرد دارد.
سازهای بادی
سرنا : به سرنا در اصطلاح محلی «ساز» و به نوازنده آن «ســــــــازی » گفته می شود. باستان شناسان در کاوشهای منطقه بشاگرد به نوعی سرنا دست یافته اند که قدمتی ۷ هزار ساله دارد . سرنای دیگری مربوط به دوره هخامنشی در موزه ساز کرمان نگهداری می شود . به طــــور کلی چهار نمونه سرنا در استان کرمان رایج بوده که سه نمونه آن در ایران بی همتا است .
نوع اول : با بدنه ای یک تکه مانند اکثر سرناهای کشور است ، از این سرنا در نواحی سیرجان،شهربابک و بردسیر (خرمنده و لاله زار ) استفاده می شود.
نوع دوم : دارای بدنه ای دو تکه که در اصطلاح محلی به آن«نرلاس» گفته می شود و قسمت شیپوری ساز از بدنه جدا می شود که از این لحاظ با سایر سرناهای کشور متفاوت است . در جــــــیرفت ، بم ، قلعه گنج و قسمتهایی از بافت و کهنوج از این ساز استفاده می شود .
نوع سوم : مانند سرنای نوع اول ولی با ارتفاع بیش از ۶۰ سانتی متر است .این سرنا بلندترین سرنای شناخته شده ایران است و در شهرستان منوجان استفاده می شود.
نوع چهارم : تنها سرنای گلی در جهان است که در روستای سبلوییه زرند بسیار محدود استفاده می شود .
کرنا: شکل کرنا مانند سرنا است ولی ابعادی بزرگتر دارد. قسمت شیپوری کرنا فلزی و معمولا از جنس برنج است و در مناطقی از سیرجان ، شهربابک و بافت رایج است . معمولا کرنا را به همراه نقاره یا دهل می نوازند.
سفید مهره : این ساز نوع خاصی از بوق صدفی است که در مراسم عزاداری و همچنین برای اعلان فوت افراد به کار می رفته است به طوری که برای اعلام خبر مرگ افراد سه بار در این ساز می دمیده اند . سفید مهره درمناطقی مانند چترود ، ســـــیرچ ، ده زیار ، دوران ، جوشون ، شهداد ، گودیز و اندهجرد رایج است.
نی محلی : این ساز در بیشتر مناطق استان کرمان به صورت لبی نواخته می شود . ابعاد و تعداد سوراخهای نی در مناطق مختلف استان متغیر است . اکثر نوازندگان نی دارای صدایی خوش هستند و در بین نی نوازی به غریبی خوانی و کرتی خوانی که دو نمونه مهم از سوگ آواهای استان کرمان است می پردازند.
نی جفتو : از این ساز بیشتر در نواحی جیرفت ، بم ، شهداد و بافت استفاده می شود و شامل۲ نی کوچــــــــــک است که بوسیله روده گوسفند به هم متصل شده است . اکثر نی جفتوها چهارسوراخ دارند ولی در بعضی مناطق با پنج سوراخ نیز دیده شده اند.
فیقو: نوعی ساز بــــــادی است که در بعضی مناطق آن را از ساقه جو در بعضی مناطق با نی می سازند . در برخی مناطق چوب فیقو فاقد سوراخ است و فقط یک صدای واحد را تولید می کند. نوازندگان این ساز را کودکان تشکیل می دهند .
شاخ نفیر: سازی است بادی از جنس شاخ که توسط قلندران ودراویش دوره گرد استفاده می شود . درگذشته از این ساز در مسیر سفرها و برای دور کردن حیوانات وحشی و ترساندن آنها استفاه می شده ولی در حال حاضر برای باخبرکردن اهالی محله ها و جمع آوری نذورات استفاده می کنند.
سوتک : ســـازی است گلی که در بعضی مناطق استان و بیشتر به وسیله نوجوانان نواخته می شده است . در حال حاضر پیرترین سوتک ساز ایران با ۹۵ سال سن در شهداد زندگی می کند. نوعی سوتک در استان کرمان ساخته می شود که درون آن را با آب پر می کنند تا صدایی شبیه به صدای پرندگان تولید کند . سوتکی مربوط دوره ساسانیان نیز در حفاریهای منطقه قلعه دختر شهر کرمان کشف شده است .
سازهای زهی آرشه ای
چنگ : نوعی قیچک است که در اصطلاح محلی به آن چنگ گفته می شود . این ساز در مناطقی از جیرفت ، منوجان ، کهنوج ، قلعه گنج و بردسیر رایج است و به نوازنده آن چنگی گفته می شود . شایان ذکر است که قیچک بردسیر در اصطلاح محلی « کمانچه » گفته می شود .
چنگ قطی : از قوطی های حلبی و تخته ساخته می شود و دارای سه سیم است . از این ساز در روستای چاه دادخدا و شهرستان منوجان استفاده می کنند .
یروتی : سازی است که تصور می شد از سال ۱۳۴۰ منسوخ شده است اما اخیرا نواختن این ساز زهی در مناطقی از منوجان مشاهده شده است .
منبع : کرمان خبر
برچسب ها : استان, امیر, ایران, خبر, شهداد, شهر, مس, کرمانقلندروار بين سه گانه سيدعماد توحيدي (کولي کوبي، ذوالجناح و قلندروار)، ضلعي است از آن مثلث و در تناسب موضوعي و محتوايي با آن دو ضلع ديگر (که هر سه توسط مرکز موسيقي حوزه هنري منتشر شده است)، اما بين کارهاي فراواني که عليرضا افتخاري خوانده است (و مجموعه آنها از چند سي دي ام پي تري تجاوز مي کند،) کاري است انحصاري و منفک و ممتاز از تمام ديگر آثاري که نام عليرضا افتخاري را دارد.

پردازش ملودي هايي که بعد از مدتي شنيدن، سخت به نظر آشنا مي آيند، استفاده مجموعه اي عجيب از سازهاي کوبه اي ناشناس، شناور بودن شعر و موسيقي در فضايي بسيار بديع و شخصي و تنظيم فن شناسانه و ماهرانه بابک شهرکي که از استعدادهاي بي چون و چراي موسيقي امروز است، آلبوم قلندروار را مي سازد. اگرچه آلبوم هاي قلندروار و کولي کوبي و ذوالجناح، آثاري شعرمدار و شعر سوار نيستند باز هم نبايد از نام هاي بلندي که سراينده اشعار اين مجموعه هستند، غافل ماند؛ استاد سيدمحمود توحيدي (ارفع)، ارفع السادات توحيدي (شاعره اي با استعداد غيرمتعارف و هم اکنون، مشغول تحصيل در خارج از کشور)، حامد حسين خاني (استعدادي ديگر و برآمده از شعر فارسي در کرمان)، هادي سعيدي کياسري (مدير فعلي شبکه فرهنگ صداي جمهوري اسلامي ايران) و سيدفواد توحيدي (صاحب آلبوم «کويرانه» و محقق شناخته شده حوزه موسيقي نواحي کرمان). قلندروار را بايد به ويژه با «پاي پياده» و «مشرق مطلق» (پاسداشت سال پيامبر اعظم(ص)) شنيد و در واقع، شاه بيت هاي غزل «قلندروار» قطعات سوم و پنجم آن است.
آلبوم «قلندروار» صدايي تازه و بسيار متفاوت از عليرضا افتخاري را بيرون کشيده و تحويل داده است. شايد براي دوستداران صداي اين خواننده هميشه پرفروش، اين آلبوم نامتعارف باشد ولي رمز آن در همين نامتعارف بودن است که کار را شنيدني و جذاب ساخته است.
سيدعليرضا ميرعلي نقي-پژوهشگر و منتقد موسیقی-روزنامه شرق-۱۰/۵/۸۵
برچسب ها : ايران, شهر, کرمانعماد توحیدی آهنگساز آلبوم قلندروار که به عنوان نوازنده میهمان سه شنبه شب با ارکستر ترکیه به اجرا پرداخت توسط شهردار قونیه و مقامات دولتی مورد تقدیر قرار گرفت.
به گزارش فارس، این نوازنده دف در ادامه کنسرت های تکنوازی خود در ترکیه و اجرا با گروه ارفع کرمانی به مناسبت سال مولانا در قونیه، سه شنبه شب در سالن شهرداری قونیه به همراه ارکستر ۴ نفره ترکیه متشکل از سازهایی چون دودوک، باقلاما، نی و تاس به عنوان نوازنده میهمان به روی صحنه رفت و قطعاتی را به همراه این ارکستر اجرا نمود.
در این اجرا برگزارکنندگان از این دف نواز خواستند تا به عنوان کسی که زبان مولانا زبان مادری اش است در خصوص قلندروار و نوع موسیقی اش که تلفیقی از موسیقی های مناطقی چون هند و تاجیکستان و…. است صحبت کند. وی در این خصوص گفت: ایران، تاجیکستان، هند و … ریشه های عرفانی وابسته به هم دارند. عارف مرز نمی شناسند و مولانا نیز به مرز توجه نمی کند و فارغ از این وابستگی هاست. من هم در موسیقی مرز را ندیدم و فارغ از قیود سنتی موسیقی عمل کردم.
وی افزود: من قلندروار را تقدیم می کنم به روح همه بزرگان که عرفان شرق را ایجاد کردند و آن را تجلی دادند.
در این مراسم که نوازندگان ایرانی خوش درخشیدند قطعه اول آلبوم قلندروار با صدای علیرضا افتخاری در سالن پخش شد.
به گزارش فارس در ادامه اجراهای گروه های موسیقی ایرانی در قونیه به مناسبت سال مولانا، گروه ارفع کرمانی به سرپرستی فواد توحیدی نیز به صورت تلفیقی با یک گروه فرانسوی در سالن دوندار قونیه به اجرا پرداختند. این گروه سه شنبه شب نیز در سالن ایگولاما نیز برای اجرای موسیقی ایرانی به روی صحنه رفتند.
به مناسبت جشن هشتصدمین سال تولد مولانا که هم اکنون در قونیه در حال برگزاری است گروه های مختلفی از ایران همچون گروه ذوالفنون، شهرام ناظری و…. برای اجرای موسیقی ایرانی اجراهایی را برگزار کرده اند.
منبع : خبرگزاری فارس
![]()
آيين گراميداشت هفتمين سالگرد درگذشت سيد “محمود توحيدي” غزل سراي كرماني متخلص به ارفع كرماني جمعه در آرامگاه وي در بهارستان هنرمندان كرمان برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ايرنا در اين مراسم كه تعداد زيادي از شاعران، هنرمندان و نويسندگان كرماني حضور داشتند تعدادي از حاضران در سخناني ياد و خاطره ارفع را گرامي داشته و از او به عنوان پدر شعر كرمان ياد كردند.
يكي از پژوهشگران تاريخ و فرهنگ كرمان به ايرنا گفت: ارفع كرماني در فروردين ۱۳۲۲در كرمان متولد شد.
“محمدعلي گلابزاده” وي را فرزند سيد عبدالحسين معروف به مجدالسادات معرفي كرد كه از شاعران چيره دست زمان خود به شمار ميرفت.
همچنين فرزند ارفع كرماني گفت : پدرم تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در كرمان گذراند و موفق به اخذ كارشناسي ارشد در رشته ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد شد.
فواد توحيدي كه شاعر و مدرس موسيقي است ، افزود: ارفع علاوه بر سرودن غزل در رشتههاي ديگر هنري از جمله نمايشنامه نويسي و مجسمهسازي نيز مهارت داشته و در دوره دانشجويي رتبههاي نخست را در اين زمينه كسب كرد.
از ارفع كرماني ۵۰۰غزل به يادگار مانده و دو مجموعه شعر از وي به نام- هاي “ياسها و داسها” و “در شهر قصه هيچ كس غريب نيست” منتشر شده است.
سيد محمود توحيدي عارفي وارسته و ظريف طبع بوده كه در صراحت كلام و يكرنگي زبانزد خاص و عام بود.
سيد محمود توحيدي در دي ماه سال ۱۳۷۹بر اثر بيماري دار فاني را وداع گفت.
آرامگاه اين شاعر در قطعه بهارستان هنرمندان در جوار مسجد و كوه صاحب الزمان كرمان واقع است.
منبع:خبرگزاری ایرنا
برچسب ها : خبر, شهر, مس


اینها کودکانی هستند که در هر خیابان روزها شاهد حضور پور شور و با شکوهشان هستیم. حضوری به ناچار و از روی اجبار٬امید است که روزی فرا رسد که شاهد حضور های پور شور و با شکوه این چنینی در هیچ یک از خیابان ها نباشیم .
برچسب ها : تیم





