پدر حاشیه سازی ورزش ایران!
ملي پوش بازنده؛ از آن ما
آذر ماه 1385 است. محمد علي آبادي به عنوان رييس سازمان ورزش ايران با افتخار پشت ميكروفن هاي پرتعدادي كه روبرويش قرار دارد مي ايستد. او ابتدا سعي مي كند به شدت به دستگاه ورزش دولت قبل حمله كند و تمامي برنامه هاي آن ها را ناكارآمد بخواند و سپس از بيشتر شدن تعداد مدال هاي كاروان ايران در بازي هاي آسيايي دوحه با افتخار تمام ياد مي كند و ارتقاء رتبه ايران را نسبت به دوره قبل حاصل برنامه ريزي فشرده و كوتاه مدت خود و همكارانش مي داند و با قاطعيت ياد مي كند كه در دوره رياست او ايران از نظر ورزش قطعا بالاتر از كشورهاي نظير ازبكستان، تاجيكستان و... قرار خواهد گرفت.

علي آبادي درحالي اين حرف ها را مي زد كه خيلي از كارشناسان ورزش كشور اعتقاد داشتند از آنجا كه اكثرا ورزشكاران و مربيان و حتي بسياري از روساي فدراسيون هايي كه رشته هاي آن ها در دوحه به مقام رسيده اند، فعاليت خود را قبل از دوره مديريت علي آبادي آغاز كرده بودند و ثبات حاكام برآن ها باعث شده بود كه رتبه ايران در بازي هاي آسيايي صعود داشته باشد، رييس جديد ورزش ايران نمي تواند خيلي اين افتخار را به نام خود ثبت كند و بايد صبر كرد و عملكرد او را در پايان بازي هاي المپيك چين ديد كه اوج كار او را براي ورزش كشور نشان مي دهد. اين پيش بيني زماني علمي تر شد كه علي آبادي در همان روزها با فشار برروي روساي بسياري از فدراسيون ها آنها را مجاب به استعفا كرد تا روساي مورد علاقه خود را به فدراسيون ها برساند.
علي آبادي مهندس عمراني كه در زمان هدايت شهرداي تهران به دست محمود احمدي نژاد از نيروهاي اصلي او قلمداد مي شد و در زمان انتخابات نيز فعاليت هاي زيادي را براي احمدي نژاد انجام داد در حالي به رياست سازمان تربيت بدني ايران گمارده شد كه تكليف بسياري از وزارت خانه ها روشن شده بود و نفرات پست هاي كليدي نيز تعيين شده بود و در اين شرايط محمد علي آبادي برخلاف ميل باطني خود براي سازمان ورزش در نظر گرفته شد. علي آبادي با نشان دادن نهايت تلاش خود براي رسيدن به پست شهرداري تهران ثابت كرده بود كه اصلا علاقه اي براي ادامه فعاليت در بخش ورزش ندارد. او در يكي از مصاحبه هاي معروفش نيز گفته بود كه مي تواند با 25 درصد از وقت خود هم ورزش ايران را اداره كند كه اين هم دليل واضحي بود از بي انگيزگي اين مهندس به بحث ورزش. اما كارهاي او در اين بخش آنقدر گره خورده بود كه ظاهرا هيچكس ديگري حاضر نباشد جاي او را در اين سمت بگيرد.
پول بي نظيري كه به بدنه ورزش ايران وارد شده بود سبب شد كه دست سازمان تربيت بدني براي انجام بسياري از كارها باز باشد. برگزاري بسياري از همايش ها و المپيادها كه در راس آن مسابقات ايرانيان بود بدون هيچ برنامه ريزي مشخصي فقط علي آبادي را بود كه پشت ويترين قرار مي داد. تا جايي كه جواد خياباني گزارشگر محبوب مقامات! به واسطه اين اقدامات، لقب پدر ورزش ايران را براي او برگزيد! اقدامات وحشتناك علي آبادي و نفرات برگزيده او در فوتبال به واسطه توجه رسانه بيشتر از هر رشته اي در ديد بود كه ماحصل آن رخ دادن فجايع بي نظيري همانند حواشي تيم ملي در جام جهاني، تعليق فعاليت هاي فدراسيون فوتبال، حذف استقلال از جام باشگاه هاي آسيا، كسر 6 امتياز از پرسپوليس و... نشان مي داد كه حواشي مديريت او به آن حد زياد بوده است كه جاي هيچ پيشرفت فني را براي ورزش ايران باقي نگذارد. گواه اين مسئله نيز حرف هاي كارشناسان رشته هاي مختلف ورزشي نظير كشتي، تكواندو، جودو و... بود.
المپيك پكن نزديك بود اما آنچه كه بيشتر از اميد به كسب مدال براي ايرانيان واضح مي نمود حواشي بود كه همچنان به خاطر ضعف مديريت ورزش كشور در رشته هاي مختلف به چشم مي آمد. نحوه انتخاب ورزشكاران با بدترين شكل ممكن صورت مي گرفت و انتخاب ساعي مصدوم به جاي كرمي كه او را در مسابقه انتخابي هم شكست داده بود خود حديث مفصلي بود از نحوه انتخاب نفرات اعزامي كه هيچ گاه بر اسا توانايي هاي فني انتخاب نمي شوند. اين اتفاق در كشتي هم رخ داد و در نهايت بدترين اتفاق ممكن رخ داد و حسين رضا زاده نيز به بهانه مصدوميت و به علت حاشيه هاي پشت پرده فراوان مجبور به كناره گيري از مسابقات المپيك شد تا اميد به كسب مدال براي ايرانيان كمرنگ و كمرنگ تر شود. آنچه كه چشمگير بود ضعف مديريتي ورزش ايران و وجود حواشي فراوان پيرامون رشته هاي مختلف ورزشي بود كه اصلا اجازه اين را نمي داد تا تيم هاي ايراني به نحوي شايسته خود را آماده اين مسابقات بزرگ كنند. اما رييس ورزش ايران با چهره عبوس خود در برابر رسانه ها همچنان به لقب پدر ورزش خود افتخار مي كرد و در اين شرايط خود را متوقع به كسب مدال هاي زياد از سوي ورزشكاران و مديران فدراسيون ها مي دانست.

او به همراه كاروان ايران به پكن مي رود تا احتمالا با افتخار آفريني يك ورزشكار ايراني او باشد كه مدال ها را به گردن آن ها بي اندازد. المپيك باشكوه چين آغاز مي شود اما با گذشت هرروز شكوه آن براي ايرانيان كمتر و كمتر مي شود چراكه فقط خبر باخت و حذف ورزشكاران ايراني است كه از پكن به گوش مي رسد. رشته هايي كه هيچ زمان در آن ها مدال نداشته ايم بازهم بدون مدال براي ما تمام مي شود تا مشخص شود حداقل برنامه هاي آقاي پدر براي پيشرفت فوق العاده ورزش ايران در زمان او با شكست مواجه شده است. نوبت به رشته هايي مي رسد كه پيش از اين اميد كسب مدال در آن ها المپيك را براي ايرانيان جذاب مي كرد. اما خبرها همچنان مشترك است. در حالي كه چين تايپه، بحرين، فليپين، تاجيكستان و ازبكستان و... به جدول دارندگان مدال وارد مي شوند خبرنگاران ايراني با چهره گرفته فقط خبر شكست ورزشكارانمان را مخابره مي كنند تا آهنگ هاي حماسي تلويزيون در آرشيو باقي بماند! تنها مراد محمدي است كه در رشته پرافتخار سال هاي گذشته كشتي! ما را به يك مدال برنز مي رساند تا از افغانستان عقب تر نباشيم!!
مرداد ماه 1387 است. محمد علي آباي به شدت از دوربين و ميكروفن فراري است. او در يك مراسم تنها به ذكر اين نكته بسنده مي كند: "كدام ناكامي!!!؟؟ ما در المپيك اصلا ناكام نبوديم و شما نتيجه اين بازي ها را بايد در بازي هاي آسيايي گوانجو چين دنبال كنيد!" اوج استيصال علي آبادي به چشم مي آيد. هموكه مديريت قبلي ورزش ايران را بارها و بارها زير سوال برده بود. جواد خياباني هم عصباني تر از هميشه برابر دوربين مديريت ورزش را زير سوال مي برد. او ديگر براي ورزش به دنبال "بابا" نمي گردد و حتما در اين لحظات آخرين حرف صفايي فراهاني در فدراسيون فوتبال را در ذهنش مرور مي كند كه گفت:" اين كودك را نزد نامادري اش سپردم!" يزداني خرم كه روزهاي بسيار خوبي را در فدراسيون واليبال پشت سر گذاشته بود و در يك تصميم عجيب علي آبادي به فدراسيون كشتي آمد پشت ميكروفن مي گويد:" ما فقط در سطح آسيا مي توانيم ادعاي قهرماني داشته باشيم! المپيك جاي مقام آوري براي ما نيست!!" تا به ما يادآوري كند كه ملت بايد به جاي دولت شرمنده باشد كه توقع خود را تا اين حد بالا برده است و ملي پوش بازنده همانند حق ماست كه از آن ما باشد. احتمالا چندي ديگر يزداني خرم مي گويد كشتي ايران در سطح مرزهاي ايران قدرتمند است و كشتي گيران ما مي توانند در المپياد ايرانيان به مقام برسند نه در آسيا!!! بدترين المپيك تاريخ ورزش ايران گواراي وجودمان! باشد كه در المپياد ايرانيان ورزشكاران ما آن را جبران كنند!
برچسب ها : ايران, خبر, شهر, فوتبال, قلم, مس
نظر شما چیست ؟