دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ ، نوشته شده توسط : فواد توحیدی

کولی‌های کرمان تلفیق انسان و آتش

  • نویسنده: فواد توحيدي


 

 
 منبع: مجله مقام موسیقایی ، شماره ۱۳

«هم شعله مي‌زد در زمين هم راه مي‌رفت
تلفيقي از انسان و آتش بود كولي»
حامد حسين‌خاني
كولي‌ها در كرمان با لفظ لولي شهرت دارند و اغلب در اطراف شهرهاي بم، رفسنجان، شهر بابك، ماهان، جيرفت، كهنوج، بردسير، زرند، جوپار، راور، رودبار، نرماشير و پاريز زندگي مي‌كرده‌اند و حالا به شهر كرمان آمده و در حاشيه آن ساكن شده‌‌اند.
فيروز‌آباد، مهديه و مديريت محله‌هايي هستند كه كولي‌ها در آنها سكونت دارند. كولي‌ها قبلاً به داخل شهر نمي‌آمدند و در چادرهائي در اطراف شهر اتراق مي‌كردند.
كولي‌ها جز با خود ازدواج نمي‌كنند، هر چند برخي از دخترهاي كولي با كرماني‌ها، بلوچ‌ها و ديگر طوايف ازدواج كرده‌اند كه اين وصلت‌ها معمولاً با نزاع همراه بوده است. كرماني‌ها کمتر به كولي‌ها دختر مي‌دهند.

كولي‌هاي كرمان از مدتها قبل در اطراف شهر كرمان ساكن شده و دست از سفرهاي طولاني خود برداشته‌اند، از همين رو هويت خود را بتدريج از دست داده‌اند، زيرا گردش در ساختار هويتي او تأثير فراوان داشت. كولي در اطراف مي‌گشت و صنايع دستي خود را مي‌فروخت و هر چند تحقير مي‌شد، اما ساختار جامعه كولي‌وارش به هم نمي‌ريخت، اما درست از زماني كه كولي‌ها دست از گردش برداشتند و ساكن شدند، هنر و صنعت خود را نيز از دست دادند، زبانشان از رونق افتاد و با پول و مأمور و تنهائي آشنا شدند و حتي آنهايي هم كه به نان و نوائي رسيدند، معتاد و تنها شدند.
كولي‌ها در هر فصلي جائي بودند و همين پرسه‌زني، روحيه و هنر آنها را زنده نگه مي‌داشت.
***
كوليان كرمان به هفت طايفه بزرگ تقسيم مي‌شوند كه كولي‌هاي شاه‌كرمي جيرفت از همه قدرتمندتر هستند. روزگاري هر طايفه براي خود كدخدائي داشت، اما كدخداي هفت طايفه از ميان طايفه قنبري بود. طايفه‌هاي ديگر عبارتند از: طايفه زينعلي، گُرگندي، زرگر، آهنگر، گوباز
لباس‌هاي كولي‌هاي كرمان با مردم منطقه‌اي كه در آن هستند فرق زيادي ندارد. پسرهاي جوان شلوارهاي پاچه‌گشاد با كمربندهاي قلاب پهن نقره‌اي و پيراهن‌هاي رنگي مي‌پوشند و كلاه‌هايي به سر مي‌گذارند كه در نگاه اول جلب‌توجه مي‌كند.
دختران كولي كرمان به پوشيدن لباس بندري علاقه دارند و گاهي هم لباس‌هاي بلند رنگارنگي مي‌پوشند كه شيرازي نام دارند. بعضي از لباسهاي آنها هم شبيه لباسهاي بلوچي است، با اين فرق كه رنگين‌تر است. اين لباسها به سوزن‌دوزي‌هاي رنگي در جلوي سينه و آستين‌ها مزيّن هستند. شلوارهايشان هم شبيه شلوارهاي بندري است. صندل‌هاي رنگي انگشتي به پا مي‌كنند، روسري‌شان بلند است و مثل مي‌‌ناهاي بختياري رنگ‌هاي شاد دارد.
غذاي كولي‌هاي كرمان شبيه غذاهاي محلي مردم كرمان است و به آن قاتق مي‌گويند. گوشت شكار را بسيار دوست دارند.
***
يكي از كارهاي اصلي زنان كولي حجامت كردن و بادكش انداختن بيماران است. گاهي اوقات براي تزئين خالكوبي مي‌كنند، اما از خالكوبي براي درمان هم استفاده مي‌برند.
كولي‌ها براي شكستگي، شكسته‌بند دارند و به او بيتال (bital) يا گيرمال (girmal) مي‌گويند.
زنهاي كولي براي بيماريهاي مختلف داروهاي عجيبي را تجويز مي‌كنند، مثلاً براي چشم درد بچه، ناف خشك‌شده نوزاد را كه در پارچه تميزي نگه داشته‌اند، به چشم او مي‌مالند.
براي انواع زخم‌ها و گزيدگي‌ها هم درمانهاي عجيبي دارند، مثلا براي عقرب‌گزيدگي، عقرب خشك‌شده را با يونجه پخته و مهره ساييده مخلوط مي‌كنند و روي زخم مي‌گذارند. براي بريدگي از روغن سياه استفاده مي‌كنند. آنها بشدّت به چشم‌زخم اعتقاد دارند و به لباس فرزندانشان خرمهره آويزان مي‌كنند. در هنگام زايمان منحصراً پيش ماماهاي غربت مي‌روند. زن زائو را تا شش روز تنها نمي‌گذارند، چون معتقدند «آل» نوزاد و زائو را مي‌برد و يا به آنها آسيب مي‌رساند. آنها براي نامگذاري روز خاصي را در نظر نمي‌گيرند و ممكن است تا روز چهلم هم بر كودك نامي نگذارند.
مراسم تولد نوزاد بسيار شبيه مراسم مردم كرمان است، به اين ترتيب كه براي گهواره‌بندي، زنان را دعوت مي‌كنند و زني از نزديكان زائو، نوزاد را بغل مي‌كند و هر بار كه مي‌خواهد او را داخل گهواره بگذارد، زنها مخالفت مي‌كنند تا سرانجام او را از سر، در گهواره مي‌گذارند، مادر بزرگ كودك مقداري گردو، فندق و بادام را زير گهواره او مي‌شكند و تكرار مي‌كند، «اگر پدر و مادرت دعوا كردند، نترس»
كولي‌هاي كرمان در نامگذاري فرزندانشان از تركيب‌ها و نام‌هاي فارسي استفاده مي‌كنند، اما زيبائي و تازگي نام هم برايشان مطرح است. آنها از نامهاي شاهنامه‌اي هم بهره مي‌برند.
بعضي از نامهاي دختران عبارتند از: آفتاب، ابريشم، بلقيس، فرنگيس، نازگل، ترلان و ممتاز و از نام‌هاي پسران مي‌توان از: جهانگير، كيومرث، اسفنديار، شاه حمزه، خورشيد، كاكا و دوران نام برد.

***
عروسي كولي‌هاي كرمان در سه شب و سه روز و همراه با رقص و پايكوبي بسيار باشكوهي است و خواستگاري آنها هم در سه شبانه‌روز انجام مي‌شود. در شب اول از بزرگان طايفه اجازه مي‌گيرند كه به خواستگاري بروند، در شب دوم پس از موافقت بزرگان طايفه، خانواده پسر به خانه عروس مي‌روند و در شب سوم بله‌برون پيش مي‌آيد، به اين صورت كه اقوام داماد به خانه عروس مي‌روند و برايش تحفه مي‌برند. ازدواج كولي‌ها بيشتر فاميلي است. حنابندان و عروسي هم سه‌شب و سه‌شبانه روز طول مي‌كشد. دو روز اول در خانه داماد و روز سوم در خانه عروس است.
مادر عروس آش‌ رشته مي‌پزد و داماد و عروس آن را هم مي‌زنند. مخارج عروسي به عهده خانواده داماد است.
در گذشته، عروس‌ها لباس بندري مي‌پوشيدند و زيورهاي بندري مي‌انداختند، ولي امروزه لباس تور و پولك به تن مي‌كنند. در شب عروسي چند تار از موي عروس را مي‌برند و با نخ سبزي مي‌بندند تا در آينده به گهواره بچه اوّلشان آويزان كنند.
حجله را در خانه عروس مي‌بندند و يكي از بزرگان طايفه، دست عروس را به دست داماد مي‌دهد سرشان را به هم مي‌زند تا هميشه همراه هم باشند. طلاق در ميان كولي‌ها روزگاري بسيار كم بود، ولي حالا به علت اعتياد زياد شده است.
***
در گذشته كه كولي‌ها در گردش بودند، مرده‌هاي خود را در رودخانه مي‌شستند و در همان جا دفن مي‌كردند. روي قبر چاله‌اي مي‌كندند و در آن آب مي‌ريختند و تا سه روز در آن محل مي‌ماندند و روز سوم سنگ قبر را مي‌گذاشتند و مي‌رفتند، ولي امروزه مراسم‌شان مثل مردم كرمان است.
كار اصلي كولي‌ها آهنگري، سفيدگري، نجاري، خرّاطي و غربيل‌بندي است. آنها هنگامي كه در گردش بودند، صنايع خود را به روستاهاي سر راه مي‌فروختند و كار و بارشان سكّه بود، اما اينك با مستقر شدن بخش زيادي از اين فعاليت‌ها از دست رفته و كولي‌ها به دستفروشي و قاچاق روي آورده‌اند.


دُهُل و ساخت آن

كولي‌هاي كرمان غير از ساختن ابزاري چون دوك، ميل ورزشي، چوب وحقه وافور، چماق و امثال آنها به ساختن دهل هم مي‌پردازند. آنها حلقه چوبي دهل را از چوب درخت انگور تهيه مي‌كنند. چوب را چهار روز در آب مي‌گذارند تا خيس شود، سپس آن را به صورت حلقه درمي‌آورند و با سيم به هم مي‌بندند. پوست دهل از پوست ميش و بز است. پوست را پس از دو روز خيساندن در آب و نمك با تيغ پاك مي‌كنند و با چهار ميخ به زمين مي‌كوبند تا در آفتاب خشك شود. پس از خشك شدن، اين پوست را به دور چوب مي‌كشند و با سريشم مي‌‌چسبانند و سپس روي چوب را با رزين و لاستيك محكم مي‌كنند.
يك طرف دهل پوست ميش و طرف ديگرش پوست بز است. «تيمپو» يا طبل كوچك را مثل دهل، ولي از پوست گوسفند مي‌سازند، با اين تفاوت كه پوست را روي گلدان‌هاي سفالي مخصوصي كه از بازار مي‌خرند، مي‌كشند و با سريشم مي‌چسبانند.


ترانه‌هاي كولي‌هاي كرمان

گويش كولي‌هاي كرمان، نوعي گويش ساختگي است كه فقط خود آنها معني آن را درك مي‌كنند و حالت رمزگونه دارد، از همين رو آنها ادبيات شفاهي ندارند. اما كولي‌ها خواندن و نواختن را دوست دارند و ترانه‌هاي عاميانه، نواها و نغمه‌ها را خوب به خاطر مي‌سپارند و حافظه آنها بسيار قوي است. كولي‌‌ها در تنهائي ني مي‌‌زنند، اما در مراسم ديگر، از سازهاي ديگر هم استفاده مي‌كنند.
كوليان كرمان در خواندن «غريبي» بيشتر به ترانه‌هايي علاقه دارند كه خوش‌آواترند و كلمه غربت خيلي كم در اين ترانه‌ها شنيده مي‌شود. كولي‌هاي كرمان در مراسم عروسي، انواع ترانه‌ها، از واسونك‌هاي شيرازي تا آوازهاي بلوچي را بسيار زيبا و خلاقانه مي‌خوانند. برخي از ترانه‌هاي آنها را در اينجا نقل مي‌كنيم.

ترانه عروسي (واسونك(

اينا ‌كي ان، اونا كي‌ان
از گردنه سيرجون مي‌آن
عروس وخيز (بلندشو) ببينم قدت
اينا به عيش تو مي‌‌آن (شادي)
راه سيرجان دوره دور
آب سيرجان شوره شور
ما مي‌ريم عروس بياريم
چشم دشمن بشه كور


ترانه غريبي

ستاره سر زد و ما هم به دنبال
رئيس قافله كي مي‌كنه بار
رفيق قافله لنگر برونيد
كه يارم كودكه مونده به دنبال

پانوشت:
نشريه هنر و مردم، شماره ۲ و ۳، ۱۳۸۲ ــ افشين نادري

برچسب ها : , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما چیست ؟